يحيى دولت آبادى

271

حيات يحيى ( فارسى )

ايران گشوده شده او ميتواند از اين در وارد گشته بآرزوهائى كه در خدمت به وطن دارد برسد . كلنل با سياست استعمارى انگليس در شرق و مخصوصا در ايران كاملا مخالف بود و ميگفت ايرانيان جوان در راه تحصيل و نگاهدارى استقلال تام سياسى و اقتصادى خود بايد بهرصورت ممكن باشد گريبان خود را از چنگ سياست‌بازيهاى اروپائيان مخصوصا انگليسيان رها نمايند . در اين صورت نميشود فرض كرد كه انقياد كلنل بدولتى كه بدست انگليسيان تأسيس شده و اشخاص طرفدار آن سياست انگليس هستند از روى موافقت وى با آن سياست بوده است چنان كه بعضى تصور كرده‌اند . كلنل در خراسان مخصوصا بعد از استقلال يافتن در كار حكومت نظامى با نمايندگان انگليس و روس بلشويك هردو راه ميرفت و براى تحصيل مهمات جنگى از هردو استفاده مينمود . اينك نظرى بتهران و بمحبوسين و بدولت ضيائى و عمليات سردار سپه بايد نمود تا بتوان بقيه شرح حال اين قهرمان وطن‌دوست را بپايان رسانيد - چنان كه در فصل بيست و هفتم خوانديد سردار سپه در كابينه ضيائى نخست فرمانده قوا بود و بعد وزير جنگ گشت و بر بىاعتنائى به سيد ضياء الدين افزوده شد و قوه ژاندارمرى را منحل ساخته از آن قوه و قوهء قزاق و سربازان قديم قوهء متحد الشكلى ايجاد نمود اندكى مخالفت و مقاومت ژاندارمرى هم براى نگاهدارى صورت خود نتيجه نداد تنها نگرانى كه براى سردار سپه هست مسئله ژاندارمرى خراسان است كه رنگ يك اردوى منظم كامل السلاحى را به خود گرفته و با وجود صاحبمنصب عالمى مانند كلنل محمد تقيخان بر سر آن قوه نميشود بديده بىاعتنائى بدان نگريست در اين مقام ميتوان تصور كرد انتخاب كردن قوام السلطنه از ميان آنهمه رجال محبوس براى رياست دولت در صورتى كه اشخاص از هرجهت مقدم بر او متعدد بودند براى اين مقصود بوده است كه از روى حس انتقام و يا اسبابچينى كه بدستور او در خراسان از طرف خوانين جزء كه بعضى از آنها با قوام السلطنه ارتباط داشته‌اند بر ضد كلنل بشود او را از ميان بردارند