يحيى دولت آبادى
250
حيات يحيى ( فارسى )
سلطنت شما منقرض شده باشد . وليعهد با كمال پريشانى خاطر ميگويد من بگفتههاى شما معتقد هستم اين چه صحبتى بود كه حواس مرا به كلى پريشان كرد ميگويم نخواستم حقيقتى را كتمان كرده باشم و براى اينكه اندكى از پريشانى خاطر وى بكاهم اضافه ميكنم كه هنوز شاخهئى از اين درخت كهن سال پوسيده سرسبز است اگر آن را قطع كرده در زمين لايقى بكارند زندگانى خود را از سر خواهد گرفت و آن شاخه شخص شما هستيد غرض اين است كه بعد از انقراض سلطنت قاجاريه وليعهد با انداختن خود در آغوش ملت و با خدمتگذارى حقيقى بمملكت بتواند بعنوان ديگر در ميان جامعه رياست نمايد بديهى است اين سخن محض دلجوئى اوست و گرنه براى رياست جامعه ايران بهر عنوان كه بوده باشد اشخاص فاضل و صالحتر از محمد حسن ميرزا فراوانند . بهرحال وليعهد را به حال پريشان خود گذارده برويم ببينيم سردار سپه براى رسيدن به مقصد خود چه ميكنند و در سياست داخلى و خارجى چه رويهئى را اختيار مينمايد . سردار سپه با اينكه ذاتا خارجهدوست نيست در سياست خارجى ناچار است تا يك اندازه نظريه انگليسيان را رعايت كند چه با اين شرط روى كار آمده است آنها هم براى خشنود نگاهداشتن وى او را در انجام مقاصد خصوصى و يا عمومى تا حدى كه منافى سياست ايشان نباشد مساعدت مينمايند . انگليسيان اكنون در ايران به چند چيز نظر دارند اول بمسائل اقتصادى و فوائد مادى كه از اين مملكت مىبرند از نفت جنوب و بانك شاهى و بازارهاى تجارتى . دوم آنكه نقشههاى آنها در ايران براى حفظ هندوستان خصوصا در مقابل روس بلشويك كاملا بموقع اجرا گذارده شود سيم جلوگيرى از نفوذ مسلك بلشويكى در اين قوم كه بواسطه فقر و فاقه زمينه مستعدى آماده دارد و براى حصول اين مقصد بلكه همه مقاصد وجود امنيت كامل در شهرها و در طرق و شوارع لازم است . انگليسيان ميخواهند مقاصد سياسى و اقتصادى آنها در ايران انجام بگيرد بى آنكه لازم باشد براى حفظ سياست خويش متحمل ضرر مادى بگردند و بلكه بتوانند