يحيى دولت آبادى
247
حيات يحيى ( فارسى )
اينك بعلل سقوط دولت ضيائى و آزاد شدن محبوسين سياسى اشاره نمايم از يك طرف احتياج كودتاكنندگان بمحبوس نگاهداشتن محبوسين بر طرف مىشود و از طرف ديگر كدورت ميان وزير جنگ و رئيس الوزراء شدت مىكند بطوريكه نگاهدارى هردو بر سر كار از عهدهء نگاهدارندگان خارج ميگردد و احتياج آنها و البته احتياج مملكت بوجود سردار سپه بيشتر است تا بوجود مانند سيد ضياء الدينها و شايد سيد ضياء الدين نيز بعد از زمامدار شدن با نماينده سياسى روس بلشويك كه تازه وارد شده و تصور مىكند حكومت سوسياليستى است بيش از قدر ضرورت خصوصيت كرده باشد كه موجب نارضائى انگليسيان شده باشد و بهرصورت اسباب داخلى و خارجى فراهم مىشود و سيد ضياء الدين از كار افتاده از ايران طرد مىشود و بمحض معزولى او نه تنها محبوسين آزاد ميگردند بلكه از ميان آنها يكنفر برياست دولت برگزيده مىشود و او ميرزا احمد خان قوام السلطنه است كه شرح گرفتارى او را بدست كلنل محمد تقيخان در خراسان بامر سيد ضياء الدين با رفتار او نسبت بكلنل در ايام رياستش و عاقبت كار او در فصل بيست و نهم خواهيد خواند . كلنل محمد تقى خان خلاصه محبوسين براى خود شيرينى كردن نزد عوام باتفاق قوام السلطنه رئيس الوزراء بمجلس شوراى ملى كه در شرف دائر شدن است ميروند و ديده مىشود كه عبد المجيد ميرزاى