يحيى دولت آبادى
236
حيات يحيى ( فارسى )
خورشيد فروزان و آبادان بود و اكنون از تمدن و ترقى دور افتاده است تدارك فرزندان لايق و شايسته نمايد بهرهمند شدن از نعمت و تعليم و تربيت نبايد از حقوق مختصه طبقات متمول اولاد و وارثان ظالمان بىلياقت گردد بلكه بر عكس تمام طبقات مردم و دهقانان بايد از نعمت تعليم و تربيت بهرهمند شوند . لازم است تجارت و صناعت بطرق علمى تشويق گشته حيات تجارتى و صنعتى ما از ورطه كنونى كه نتيجه ضعف ادارى است خلاصى يابد . لازم است سختى و گرانى زندگانى كه بواسطه فقدان وسائل حمل و نقل و شدت احتكارى و در عين حال زينت و تجملات بيهوده غير قابل تحمل گرديده خاتمه يابد لازم است وسائل ترقى را كه با استقرار وسائل حمل و نقل و ارتباطات ميسر ميگردد برقرار نمود . علاوه بر مراتب فوق و توأم با تغييرات متحتمه مقرر خواهد شد كه اقدامات جزئيه براى خاتمه دادن بوضعيات فلاكتآميز پايتخت و ساير مراكز ايران به عمل آيد . براى اين مقصود بلديه معاصرى با تشكيلات وسيع و مهمى تأسيس خواهد شد كه پايتخت ايران منظرى شايسته كرسى يكدولت شاهنشاهى را داشته و فلاكتهاى بيحد و حصر سكنه آن خاتمه يابد همين اقدام نسبت بساير بلاد ايران به عمل خواهد آمد زيرا نبايد محروم از نعمتى باشند كه پايتخت از آن متمتع است از براى اينكه تمام اين اقدامات ميسر گردد بايد قبل از همه چيز و ما فوق هرگونه اقدامى مملكت داراى قشونى گردد كه دشمنان خارج و داخل را به حساب دعوت نمايد لازم است امنيت در محوطه شاهنشاهى ايران حكمفرما گردد و اين فقط در پرتو قشون و قواى امنيه ميسر مىشود فقط سپاهيان دلير ما قادرند كه حيات و هستى مملكت را تأمين نموده ترقى و سعادت و اقتدار را فراهم سازند قبل از همه چيز قشون همه چيز اول براى قشون و باز هم براى قشون اين است اراده و مرام ما تا زمانيكه قشون بدرجات عاليه خود نائل گردد . اما سياست خارجى ما در اينجا هم نيز يك تغيير اساسى لازم است لازم است يك سياست شرافتمندانه بر مناسبات ما با ممالك خارجه حكومت داشته باشد در اين ايام هيچ