يحيى دولت آبادى
229
حيات يحيى ( فارسى )
بى خبر بوده باشد ولى بمصلحت تابينهاى خود را اطلاع نداده است . نزديك نصف شب يا پاسى گذشته اردو وارد شهر مىشود و با چند تير توپ خوابها را بيدار و همه را از آمدن خود خبردار ميسازد و چون بميدان توپخانه ميرسند در تصرف نمودن مركز نظميه از مأمورين جزء بى خبر اندك مقاومت ديده زدوخورد بسيار مختصرى شده چند نفر آژان مجروح و مقتول ميگردند و شهر به تصرف قزاق در ميآيد بديهى است از صداى توپ و تفنگ اضطرابى در خلق تهران حاصل است ولى بيش از نيمساعت طول نميكشد كه سروصداها افتاده بيخواب و يا بدخوابشدگان دوباره بخواب ميروند ژاندارم و پليس هم ميفهمند تكليف آنها اطاعت كردن از فرمانده اين قوهء كودتاكننده است و باداى تكليف خود ميپردازد . صبح روز سيم حوت هزار و دويست و نود و نه ( 1299 ) يكى از روزهاى تاريخى است مأمورين نظميه از هرطرف باتفاق قزاق براى انجام خدمت حركت مينمايند و مأموريت عمدهء آنها گرفتار كردن شاهزادگان و رجال معروف متمول است و يكعده از مليون كه آنها را بقزاقخانه برده توقيف مينمايند . گرفتارى اين مردم موجب وحشت شده جمعى كه محل نظر هستند مخفى و جمعى به خيال فرار كردن ميفتند در صورتى كه بيرون رفتن از شهر ممكن نيست تلگراف و تلفن و پست به كلى تعطيل است دواير دولتى بسته و از كودتاكنندگان جز گرفتن و توقيف كردن اشخاص كارى ديده نميشود . بديهى است در اين گيرودار دو مقصد هست يكى جلوگيرى از حصول عكس العمل اين انتهاض بدست مخالفين و ديگر وانمود كردن كه اين نهضت سوسياليستى است بر ضد سرمايهداران و اعيان و اشراف . و از اين دو مقصد مهمترى هم شايد بوده باشد كه از كيسه متمولين توقيف شده مخارج اين اردوكشى دريافت شود چنان كه بعد بدان اشاره خواهد شد . در اين روز بيانيهء مختصرى به امضاء رضا رئيس كل قوا و تحت عنوان حكم ميكنم مشعر بر لزوم اطاعت و حفظ انتظام نشر مىشود و روز بعد بيانيهء مفصل به همين امضاء به صورت ذيل منتشر ميگردد .