يحيى دولت آبادى

227

حيات يحيى ( فارسى )

فصل بيست و ششم بر افكندن دولت با حمله نظامى كودتا سپهدار اعظم رئيس دولت با وزراء خود سرگرم كار يا در حال بىتكليفى و انتظار است و از اقدامات كميته زرگنده بدستور سفارت انگليس البته بى خبر نيست و ميداند انگليسيان نقشه‌ئى دارند و قطعا بموقع اجرا ميگذارند ميداند تغيير اوضاعى مىشود ولى نظر بروابطى كه با سفارت و با كاركنان كميته دارد تصور مىكند نتيجه‌ها همه بدست خود او خواهد آمد و چيزى كه تصور نميكند اين است كه او از ميان برود و شخص پادو او رئيس دولت بگردد . اينك بقزوين رفته ببينيم آنجا چه خبر است اسمايس انگليسى دستوردهنده و اداره‌كننده اين جنبش است سيد ضياء الدين و رفقاى كميته‌ئى او قوهء ايرانى سياسى او هستند و رضا خان سرتيپ قزاق قوهء اجراكننده نظامى وى اين هيئت مصمم ميشوند با يكعده قزاق كه جمع‌آورى شده بتهران بيايند دولت سپهدارى را برهمزده دوائر دولتى را تصرف كنند اشخاصى از مليون و رجال دولتى را كه وجودشان در غير زندان شايد با اجراى مقاصد منافى بوده باشد محبوس سازند و روح قرارداد وثوق الدوله را كه به تصرف درآوردن زور و زر مملكت باشد به اين صورت عملى نمايند حكومت ملى و قانون اساسى مملكت را هم كه موى دماغ آنها شده است معنا زير پا بگذارند . بديهى است سلطان احمد شاه را چنان كه از پيش گفته شد اغفال كرده و با تطميعى كه شده است او را با خود همراه كرده‌اند و جز همراه شدن چه ميتوانسته است بكند در صورتى كه نكرده است آنچه را كه بايد كرده باشد . بهرحال عصر يكشنبه دوم برج حوت اردوى قزاق به چهار فرسخى تهران يعنى بشاه آباد ميرسد برياست رضا خان امير پنجه . سيد ضياء الدين مبلغى پول به اجازه سفارت انگليس از بانك شاهى گرفته جامه