يحيى دولت آبادى
221
حيات يحيى ( فارسى )
كميتهئى كه بتوسط آن كميته او بمقام رياست دولت رسيده است و ديگر آنكه بانك شاهى كه يگانه سرچشمه پول است چنان كه از پيش شرح داده شده بىاجازه سفارت انگليس بدولت پولى نميدهد سفارت هم به دادن وجهى كه براى اجراى سياست آنها بىثمر باشد رخصت نميدهد در اين صورت كسى كه بتواند بسفارتخانه آمدورفت نموده رخصت دريافت پولى از بانك بگيرد بديهى است چه اندازه محل توجه خواهد بود چنان كه ديده مىشود سپهدار اعظم در آخر شبى مكتوبى دوستانه به سيد ضياء الدين مينويسد قربان او ميرود و التماس مىكند كه صبحگاه پيش از ملاقات او بسفارت انگليس رفته اجازت دريافت چند هزار تومانى براى مصارف فورى دولت گرفته به او برساند سفارت انگليس ببانك اجازه پرداخت پول به قدر كافى بقزاقخانه ميدهد اما بتوسط صاحبمنصبان انگليسى و بكابينه سپهدار اعظم براى اينكه موقتا صورت خود را نگاهدارد قوت لا يموتى مىرساند آن هم با واسطه و در خواست چنان كه گفته شد و بدربار سلطنت بيش از قدر ضرورت تا شاه جوان پولدوست براى پذيرفتن نقشه آنها حاضر بوده باشد و پولى كه بدربار داده مىشود قسمت عمده آن در همان روز ببانك برگشته به روى حساب اعليحضرت گذارده مىشود . در اين احوال نصرة الدوله در انگلستان زمينه حاضر مىكند كه خود را بتهران رسانيده در زير لواى قرارداد زمامدار امور مملكت شده و با كودتا خار حكومت ملى و قانون اساسى را از پيش پاى قرارداد و قرارداد گذارندگان بر طرف سازد غافل از آنكه رفيق و همقدم او در عقد قرارداد يعنى سيد ضياء الدين مدير رعد شهد صاحب اختيارى كه در حكومت سپهدارى چشيده بكامش شيرين آمده ماليخولياى زمامدارى امور مملكت در مغزش توليد شده با كاركنان سفارت انگليس در تهران همدست و همداستان گشته نخواهد گذارد نصرة الدوله يا ديگرى به روى تقدم بجويد . از طرف ديگر هيجان افكار ملى بر ضد قرارداد و قرارداد گذارندگان و دستهاى داخلى آنها روزبروز شدت مينمايد خصوصا بعد از امضاء شدن عهدنامه روس و ايران كه روح سوسياليستى در فضاى اين مملكت مانند نسيم از جانب شمال وزيده همه را مگر معدودى طرفدار سياست روس و مخالف انگليس نموده و مينمايد .