يحيى دولت آبادى

218

حيات يحيى ( فارسى )

را رئيس دولت ميخواند بىآنكه بخواهند يا بخواهد اعضاى كابينه‌ئى معين و معرفى كند و بىآنكه بداند پيش رو و پشت سر او چه مىباشد سپهدار از شاه رخصت گرفته است يكى از چهار نفر وزير وجيه المله كه شاه هم به او كمتر از ديگران بدبين است وزير خارجه نمايد و او ميرزا حسنخان محتشم السلطنه است او را نزد شاه برده اظهار ملاطفتى شنيده روز بيست و هفتم برج دلو يكهزار و دويست و نود و نه شمسى ( 1299 ) سپهدار اعظم آخرين كابينه حكومت ملى را در فرح آباد نزديك تهران رسما بشاه معرفى مىكند با دو سه نفر اعضاء و تصور مينمايد دولت تشكيل داده اما چه دولت بىاساس و چه كابينه سريع الزوال و بيمعنى . تشكيل اين دولت در اينوقت بمنزلهء هيكلى است كه براى بىهدف نبودن تيرهائى كه به زودى از تركشها در آورده مىشود از مقوى يا از چوب بسازند كه با اصابت كردن تير اول محو و نابود ميگردد . بهر حال پنج روز بيشتر از عمر اين دولت نميرود كه پرده بالا رفته آنچه در پس پرده در قزوين تهيه شده در تهران آشكار ميگردد چنان كه در فصل بعد ميخوانيد آرى شب آبستن است تا چه زايد سحر .