يحيى دولت آبادى
205
حيات يحيى ( فارسى )
( 3 ) مليون ايران كه سياست و اقتصاد خود را مقهور دست سياست انگليس ميبينند تصور ميكنند رسيدن سياست تازهء روس وسيلهئى براى خلاص شدن ايشان از قيد مقهوريت مزبور خواهد بود و نميتوانند عواقب امور را ببينند عواقبى كه ديدنش براى مردم از ما عاقبتبينتر هم آسان نميباشد و بهرصورت باز شدن پاى سياست جديد شمالى را فرج بعد از شدت تصور ميكنند . ( 4 ) اگرچه در ايران ملاكى و سرمايهدارى چنان كه در بعضى از ممالك ديگر موجود است وجود ندارد در مملكت ما نام مالكيت با ارباب است ولى ارباب و رعيت در نفع و ضرر شريك هستند و اتفاق ميفتد زمينى را كه رعيتى كشت مىكند همه وقت در دست او و گذشتگان و آيندگانش باقى بوده و مىباشد و با فروش ملك و تغيير مالك هم رعيت تغيير نميكند ولى باز پارهئى از مالكين هستند كه در حق رعيت ستم كرده با او بانصاف رفتار نمينمايند و هم سرمايههائى از نقد و جنس در دست دارند كافى هست كه اگر به كارهاى عمومى بيفتد زندگانى اجتماعى ما را بهتر ميسازد در اين صورت افكار سوسياليستى در طبقه سيم بيشتر و در طبقه دوم كمتر رو بتزايد و تهييج است و صاحبان آن افكار بروس كنونى توجه دارند . ( 5 ) موضوع تجارت ايران است با روس بايد دانست كه بموجب احصائيه در تجارت ايران با روس هميشه يا اغلب صادرات بر واردات برترى داشته است و از همين جهت شمال و مشرق ايران از قطعات ديگر مملكت آبادتر و با ثروتتر بوده است و بعد از انقلاب روسيه كه كار دادوستد با آن مملكت مختل ماند حتى رعيتهاى دور از سياست اقتصادى هم پى بردند كه تجارت با روس براى آنها يك مسئله حياتى است مأكولات زياد كه بيشتر در ماوراء رود ارس و بحر خزر به مصرف ميرسد روى هم ريخته فاسد مىشود و خريدار ندارد از يك طرف محصول آنها پول نميشود و از طرف ديگر لوازم زندگانى را كه به قيمت مناسب با وجه آن محصول از روسيه بدست ميآوردند اكنون بايد از امريكا يا انگلستان با قيمت ده يا بيست برابر افزون خريدارى نمايند در اين صورت معاهدهء روس و ايران را كه موجب رواج تجارت شمال تصور ميكنند البته با مسرت بسيار تلقى مينمايند .