يحيى دولت آبادى

201

حيات يحيى ( فارسى )

بگاريها ريخته بعنوان سرمايه بانك و با مستحفظين هندى ببنادر حمل نمايد و اسباب اضطراب خاطر خلق را فراهم آورد . مردم هم حق دارند مضطرب باشند چونكه بانك ديگر كه رقيب اين بانك بوده باشد در مملكت وجود ندارد صرافخانه‌هاى ديگر داخلى را دسايس اين بانك و بىوضعى مملكت و بيفكرى اولياء امورش از هم متلاشى ساخته پارسيان صرافخانه‌هاى معتبر داشتند ورشكستند طومانيانس دادوستد نقدى مهمى كه داشت برهم خورد دو دسته صرافخانه كوچك شخصى كه باقيمانده است گنجايش دادوستدهاى بزرگ را ندارند بعلاوه براى نگاهدارى آبروى خود بسيار دست بعصا راه ميروند در اين صورت روزى كه بانك شاهى در خود را ببندد تصور مىشود در تجارت و دادوستد نقدى داخلى و خارجى به روى مملكت بسته شده باشد . اين است نتيجه بىعلمى ملت و بىقيدى دولت كه يك صراف بيگانه با سرمايهء مختصر به اين مملكت آمده مشتى كاغذ پاره ميان اين مردم پاشيده روح ثروت مملكت را گرفته است و همه را به خود محتاج ساخته بالجمله يكروز بعد از مجلس دربار شبانگاه بطور خصوصى رئيس دولت را ملاقات ميكنم و او را از پيش‌آمد روز پيش دلتنگ ميبينم خاصه كه از هيجان توليد شده در خلق ميتواند اندكى از زير فشار سفارت انگليس كه در تعجيل مطالبه جواب يادداشت وارد مىشود شانه خالى نمايد اما از بىپولى و احتياج شديد ادارات دولتى نگران مىباشد او را باقدام بقرضه ملى از داخله تشويق ميكنم تصور نميكند صورت بگيرد و همت پولداران مملكت را براى مساعدت با دولت و حصول اين مقصود رسا نميداند مگر آنكه پاى اجبار در ميان بيايد آن را هم كه قانون اساسى اجازه نميدهد رئيس دولت در اين ملاقات ميگويد خواستم مفاد يادداشت انگليس را بروزنامه‌ها بدهم سفارت انگليس مانع شد و گفت همين كارتان باقيست . اينك بنتيجه‌هائى كه از بىنتيجه ماندن مجلس دربار گرفته شد اشاره نمايم . از پيش نوشته شد وثوق الدوله رئيس اسبق دولت و عاقد قرارداد براى پيشرفت سياست خويش ميكوشيد نمايندگان مجلس شورايملى از طرفداران و دوستان بلكه از