يحيى دولت آبادى

167

حيات يحيى ( فارسى )

فصل نوزدهم شرح حال نگارنده و طرفداران جامعه ملل و كميته آهن در فصل دوازدهم نگارش يافت كه نگارنده براى جلوگيرى از نفوذ سياست بيگانه در مملكت بعنوان كميته آهن در اصفهان بتوسط حسين خان معتمد مدير ايرانى كميته مزبور اوراق و اشياء مربوط بتشكيل مركز تهران كميته را گرفته با خود بتهران ميبرم تا آنجا بتوانم با آنها چه رفتار نمايم . اينك برفتار خود در آن كار اشارت مينمايم پس از ورود بتهران در اينموضوع با يك تن از صميمىترين دوستان خود كه در وطن دوستى او ترديد ندارم قضيه را شرح داده او را از اقدام و فكر خود آگاه ميسازم و به او ميگويم كميته آهن در تهران من و شما هستيم با يك جوان كه به سمت منشىگرى با دقت انتخاب نمائيم كه با نيت حقيقى ما موافق بوده باشد و اين زهر را باندازه‌ئى كه كشنده نباشد به كار ببريم و بلكه بشود اساس آن را برهم بزنيم . عدالت با نگارنده موافقت مىكند جوانى را هم انتخاب مينمائيم و شرحى برئيس دولت نوشته مىشود كه مركز كميته در تهران منعقد شده است بىآنكه نوشته شود كجاست و بدست كى و كاغذى بر حسب تقاضاى كميته اصفهان بمأمور رشت كميته نوشته مىشود كه او معزول است بىآنكه بجاى وى كسى تعيين گردد و چون مصادف مىشود با عقد قرارداد انگليس و ايران كميته مركزى خود را در بسته امانت مهر و موم شده براى وعده غير معين مستور مينمايد در اين حال كلنل هيك از لندن احضار مىشود و او از اصفهان بتهران آمده بسراغ كميته مركزى ميرود بىآنكه او را بيابد در اصفهان هم بعد از عقد قرارداد و جشن گرفتن كميته آهن براى آن بوطنخواهان آن شهر حالى مىكند تأسيس كميته مزبور براى چه مقصد بوده است و اشخاصى كه در حقيقت