يحيى دولت آبادى
158
حيات يحيى ( فارسى )
بديهى است دولت كنونى ما بايد در اين موقع كه قوهء قزاق منحل مىشود و ميبايد قشون ايران تجديد حيات كند و از طرف ديگر پاى سياستبازى بيگانه قوى در كار است بيگانهئى كه يك قشون داراى همه چيز او در ناف مملكت ما يعنى در اطراف پايتخت اقامت دارد بيگانهئى كه با ما به خيال خودش قرار داد بسته قراردادى كه بموجب آن اين مملكت را سياستا و اقتصادا در چنتهدان فراخ خويش مشاهده مىكند بايد آگاهترين و بىطمعترين و وطندوستترين اشخاص بالياقت را وزارت جنگ بدهد كه بتواند كشتى نظامى مملكت را كه در چهار موجه طوفان بلا گرفتار شده است بساحل نجات برساند ولى ميبينيم بسوء انتخاب و يا در تحت تأثيرات سياسى كسى بكفالت وزارت جنگ برگزيده مىشود كه نه علما و عملا شايسته اين مقام است و نه سرمشق درستكارى و بىطمعى است و او مهديخان وثوق السلطنه مىباشد كه سالها در دفتر ماليه قشون بوده و حيف و ميلها كه ميكرده است مشهور است و در همين حال فلاكتزدگى دولت و قشون متلاشى شدهء او نيز وجوهى كه با گرو گذاردن آبرو و حيثيت مملكت براى جمع كردن شمل قواى متفرق شده او بدست آمده است از دستبرد طمعكاران محفوظ نميماند . بالجمله انگليسيان در جواب تعرض دولت كه چرا طيارههاى جنگى آنها قشون دولت را زير آتش بمباندازى خود گرفته است متعذر ميشوند كه روابط اردوى ما با قشون ايرانى منظم نبوده است و اين حادثه را آن بىترتيبى سبب شده در اين صورت لازم است ما يكى از صاحبمنصبان خود را واسطه ميان اين دو اردو قرار بدهيم تا نظائر آنچه واقع شده است ديگر واقع نگردد و در تعقيب اين گفتگو يكنفر صاحبمنصب كه از هندوستان شايد براى همينگونه كارها آورده شده است رابط قرار داده مىشود و اينجاست كه ميتوان گفت از بدرقه بيش از دزد بايد حذر كرد بهرحال متجاسرين بعد از صدمهء بزرگى كه باردوى دولتى ميزنند و از طرف آن خيالشان آسوده ميگردد چون ديگر قوهئى در مقابل خود نميبينند و از قشون انگليس هم كه