يحيى دولت آبادى

148

حيات يحيى ( فارسى )

باشد اگرچه رئيس دولت بعد از اطمينان از مسكو كه جنگ با متجاسرين جنگ با روس نيست حق داشته است با يك قوهء ايرانى از تجاوزات متجاسرين ايرانى جلوگيرى نمايد ولى اين پيش‌بينى بايد شده باشد كه مبادا بدست تحريكات كاركنان انگليس در ايران آن قوهء ايرانى پيش از آنكه به تصرف كردن ولايتهائى كه بدست متجاسرين افتاده است كامياب گردد خود از هم متلاشى بشود خصوصا كه اختيار آن قوهء كاملا بدست يك سردار روسى مستخدم ايران داده شده باشد و معلوم نباشد چند رنگ لباس روى يكديگر دربر نموده باشد و دست آخر بچه صورت در آيد و چه علاقمندى بايران و ايرانى نشان بدهد . و هم بايد ديد آيا انگليسيان در اين قضايا تماشاچى خواهند بود يعنى دست روى دست گذارده انتظار ميكشند كه قرارداد آنها و مقررات تدافعى كه براى آنها راجع به خود ايران و هند و بين النهرين اهميت بسيار دارد به كلى بىتكليف مانده يك قوهء ايرانى برياست يك صاحبمنصب روسى كه با مليون مخالف انگليس بيرابطه نيست و ممكن است روزى هم به بلشويكها ملحق گردد بىدخالت آنها متجاسرين را تأديب كرده قواى دولت را تقويت نمايد و پيش پاى دولتيان را براى پيمودن راه سعادت يعنى كوتاه كردن دست هربيگانه از مداخله در امور مملكت صاف سازد و در عين حال مخارج اين اردوكشى را انگليسيان بپردازند باميد آنكه روزى مجلسى دائر گردد و قرارداد آنها در آن مجلس تصويب شود و اين وجوه را از وجوه استقراضى كه بايد بموجب قرارداد بدهند كسر بگذارند تصور نميشود انگليس عاقبت‌انديش شرق شناس اين درجه در ايران عقل خود را گم كرده باشد و پيش‌بينى اينموضوع البته از پيش‌بينى در موضوع شرط اول آسانتر بوده است . و اما ملاحظات راجع به شرط سيم كه افتتاح مجلس شورايملى و انداختن پايهء امور در مجارى قانونى بوده باشد و با وجود محذور قرارداد كه ضرورة انگليسيان نظر دارند اشخاص مخالف قرارداد انتخاب نشوند و مليون سعى خواهند كرد از موافقين قرارداد كسى وكيل نگردد در اين صورت موفقيت بحسن انتخاب و دائر كردن مجلس و بردن اين قرارداد بدانجا و نتيجه مطلوب گرفتن به نظر بسيار مشكل ميآيد .