يحيى دولت آبادى

144

حيات يحيى ( فارسى )

اين است كه بواسطه من ببعضى از وطنخواهان تهران پيغامى فرستاده است ميگويد من يك قوهء جنگى هستم شما كه قوهء متفكره داريد براى آيندهء وطن خود چه فكر كرده‌ايد من بيش از چند روز نميتوانم به اين رويه بين‌بين مداومت بدهم و مجبور خواهم بود يك سياست قطعى يكطرفى اختيار نمايم نگارنده يكى دو روز مهلت خواسته با بعضى از رجال دولت خارج از حوزه وثوق الدوله صحبت ميدارم بىآنكه بتوانم جواب قانع‌كننده‌ئى به اين پيغام بدهم فقط نظريات خود را كه در رساله‌ئى بنام ايران آينده نوشته‌ام براى او ميفرستم و در ظرف همين چند روزه صداى جمهوريت از گيلان بلند شده روابط پستى و تلگرافى با مركز قطع مىشود ميهمانهاى ناخوانده روسى و قفقازى و غيره تنكابن را گرفته به قصد تصرف مازندران پيش ميروند اسباب تزلزل خاطر شديد براى دولت و دربار فراهم مىشود به حدى كه وثوق الدوله تاب مقاومت نياورده استعفاء داده از تهران بجانب اروپا رهسپار ميگردد و ميرزا حسنخان مشير الدوله كه وجهه ملى دارد بامر شاه كابينهء تازه را تشكيل ميدهد . اين دفعه دوم است كه اين شخص رئيس دولت مىشود مشير الدوله در مازندران علاقه ملكى دارد و از افتادن اين ايالت بدست مجاهدين و بلشويكها علاوه بر خسارتهاى مشير الدوله حسن پيرنيا نوعى و مملكتى بيم خسارت شخصى هم دارد اين است كه بفوريت حاكمى از بستگان