يحيى دولت آبادى
137
حيات يحيى ( فارسى )
در همين موقع بمسائل سياسى هم توسل جسته بتوسط وزير خارجه ايران در اروپا با تلگراف بىسيم از خيال قشون روس نسبت بايران استفسار مىشود و آنها جواب ميدهند ما با ايران جنگ نداريم و تعقيب ميكنيم همان پيشنهاد را كه بتوسط براوين سفير خود از پيش بدولت ايران دادهايم . عجبا وزير خارجه ما كه در آنوقت يكى از اعضاى عمده كابينه و همفكر و همخيال رئيس دولت بوده است در خاطر ندارد پيشنهاد روس كه بتوسط براوين رسيده بوده مفادش چه بوده است و شايد در آنموقع از روى بىاعتنائى و يا از ترس انگليسيان نخواستهاند به پيشنهاد مزبور نظر كرده باشند اين است كه در اين موقع وزير خارجه ما در اروپا بصرافت طبع خود و يا بخواست ديگران با تلگراف رمز از وثوق الدوله صورت پيشنهاد مزبور را طلب مىكند تا بداند روس بلشويك بايران چه ميداده است و از او چه ميخواسته . و هم يك مسئلهء مهم اينجا پادرميانى مىكند كه از ذكر آن ناگزير هستم و آن قصه قزاقخانه ايرانى است بعد از برهمخوردن دولت تزارى و خالى شدن ايران از قشون روس همانطور كه انگليسيان از روسهاى سفيد در ايران نگاهدارى ميكردند از همراهى با صاحبمنصبان روسى قزاقخانه هم دريغ نكرده حقوق آنها را به حساب دولت ايران ميپرداختهاند . بعد از پارهئى تغييرات بالاخره رياست قزاقخانه ميرسد باستراوزلسكى اين شخص در ظاهر با انگليسيها مماشات دارد و با مليون ايران هم خصوصيت مىكند برعايت عاقبت كار خود و رفتهرفته آن بدبينى كه مليون نسبت بقزاقخانه داشتهاند بر طرف شده تصور ميرود اين قوه تنها قوهايست كه در اين وقت بتواند از شرارتهائى كه روى بدهد جلوگيرى نمايد اين است كه او را تقويت مينمايند و نميخواهند بصاحبمنصبان انگليسى تسليم بگردد چنان كه اصرار سفارت انگليس در تهران و هيئت نظامى او نميتواند استراوزلسكى را تحت نفوذ سياست خود درآورد و او متمسك مىشود باينكه تنها امر شفاهى پادشاه ايران را اطاعت خواهد كرد پادشاه هم كه حاضر نيست پس تسليم شدن او باوامريكه صاحبمنصبان انگليسى به او بكنند راهى نخواهد داشت .