يحيى دولت آبادى

133

حيات يحيى ( فارسى )

فصل پانزدهم انقلابات بعد از عقد قرارداد در اين فصل بايد شمه‌ئى از اوضاع سياست عمومى نوشته زان پس باوضاع وطن رجوع نمائيم زيرا پيش‌آمدهاى داخلى بىربط بحوادث خارجى نميباشد . انگليس و متفقين او كار روسيه بلشويك را خيلى كوچكتر از آنچه هست تصور مينمودند گمان ميكردند برانگيختن سرداران و صاحبمنصبان روس سفيد را بر ضد روس سرخ و مساعدت مادى و معنوى نمودن با آنها بساط بلشويكى را به كلى بر خواهد چيد اما بعد از امتحانهاى بسيار و فداكارى بيشمار و قتل نفوس و نهب اموال و حصول بدبختيهاى تصور ناكردنى در تمام نقاط روسيه چه از طرف بلشويكها و چه از جانب مخالفين آنها بالاخره مخالفين شكست قطعى خورده از ميان ميروند و دولت بلشويكى روزبروز توسعه و قوت ميگيرد و كلمانسون رئيس الوزراء سالخورده فرانسه هم نميتواند اطراف بلشويك سيم خاردار بكشد چنان كه تصور و ادعا ميكرد . همراهى متفقين مخصوصا فرانسه‌ها با لهستان كارى كه كرده است اين بوده كه نگذارده آن مملكت در زير لگدكوب روس بلشويك محو بگردد و صورت خود را نگاهداشته اما نه بطوريكه متفقين ميخواستند سدى در ميان روسيه و آلمان بوده باشد . در ضمن توسعه روسيه بلشويك رفته‌رفته انقلابات شمال ايران شروع مىشود زيرا در جنوب روسيه اجتماعى مركب از قواى مليون عثمانى و قفقازى و ايرانى كه از مسكو و تاشكند يعنى از مركزهاى مهم بلشويكى مدد ميگيرد پىدرپى بر ضد متفقين در توسعه و ترقى است و ميكوشند آذربايجان قفقاز را كه اكنون دعوى استقلال مىكند و در تحت حمايت متفقين خودآرائى كرده سفير بهر كجا ميفرستد و روابط سياسى و اقتصادى با هرجا دائر مينمايد از ميان برداشته همرنگ خود نمايند زان پس