يحيى دولت آبادى
43
حيات يحيى ( فارسى )
شده اظهار نمايند ما مشروطه نميخواهيم اين اظهار وسيله انحلال مشروطيت گشته بىآنكه از جانب شاه مخالفتى با قانون اساسى شده باشد آنوقت با خاطر آسوده حكومت استبدادى بنمايند در ماه جمادى الاولى حاج ميرزا ابو القاسم امام جمعه تهران و شيخ فضل اللّه نورى و جمعى از تاجر و روضهخوان و غيره باستشهاد تمام كردن ميپردازند براى روز موعود اما پيش از تمام شدن مدت وعده سه ماه اول نميتوانند تهيهئى ببينند و ناچارند وعده را بشوال بياندازند بعد از ماه رمضان با وجود اينكه كار آذربايجان يك طرفى شده قشون دولت متفرق گشته چون وعده نوزدهم شوال نزديك ميگردد دعوتى از رفقاى خود در دربار نموده قريب دويست نفر را حاضر مينمايند و در آن مجلس دستخطى از شاه خوانده مىشود كه ما خيال داريم مجلس را افتتاح كنيم نظامنامه انتخابات را طورى كه موافق شرع انور بوده باشد بنويسيد تا مردم مشغول انتخاب گردند . هيئت اجتماعيه ملى مصنوعى يك مرتبه بصدا درآمده ميگويند ما مشروطه نميخواهيم ما به همين سلطنت كه هست راضى هستيم در اين حال امير بهادر تلگرافات جعلى فرمايشى از ولايات كه هيچيك مشروطه نميخواهند اظهار كرده عقيده اين مجلس را تقويت نموده نتيجه گرفته مىشود كه ايرانى غير از آذربايجان هيچ كجا مشروطه نميخواهد و بر ضد افتتاح مجلس است از روى اين مجلس و اين اظهارات در تاريخ بيست و نهم شوال در جرائد خارجه درج مىشود شاه ايران بيانيهئى منتشر كرده به اين مضمون كه ما حاضر بوديم مجلس را برحسب وعده خود بدهيم ولى ملت حاضر نيستند و نميخواهند از اينجهت ما هم منصرف شده حكومت ايران به ترتيب سابق اداره مىشود . معلوم است اين اظهارات كه خلافبودنش بر همه كس ظاهر است چه تأثير خواهد داشت و چه اندازه آزاديخواهان را بهيجان ميآورد شاه تصور مينمايد گرفتن سلطنت از دست او براى درباريان آسانتر است تا براى بازاريان با آنچه دربر دارد از احساسات خود و از تشويقات خارجيها . اينست كه باوجود تهديدات ملت و وقايع تبريز و احكام علماى اعلام باز دست از