يحيى دولت آبادى
38
حيات يحيى ( فارسى )
فصل پنجم متينغ بين المللى و اخبار ايران در اين ايام دو نفر از جوانان ايرانى نزد من آمده اظهار ميكنند در بيك اوغلى انجمنى تشكيل خواهد شد و از عثمانيان و ايرانيان و ارامنه و كردها و اروپائيان از هريك ناطقى به زبان ملى خود نطق مىكند براى همدردى با ايرانيان و تقويت نمودن از مشروطيت ايران از طرف عموم فارسىزبانان هم شما بايد نطق كنيد ميپذيرم روز مزبور از خان والده كه مركز آنها است حركت كرده با بيرق ماه و ستاره عثمانى و بيرق شير و خورشيد باجماع روانه بيك اوغلى شده در عمارت تياتر تپهباشى جمع شده انجمن در تحت رياست پرنس صباح الدين پسر محمود پاشا منعقد ميگردد صباح الدين در دفتر آزادى اين ملت فرد انتخاب مىباشد او و پدرش بمشروطيت اين مملكت حق عظيم دارند صباح الدين چهل و چند سال از عمرش ميگذرد و پدرش تازه وفات يافته نمايش صباح حريت كه شرح اقدامات محمود پاشا و صباح الدين و جانفشانى آنها در راه حريت و رفتن ايشان از استانبول بپاريس و توقف در آنجا تا آخر عمر محمود پاشا بهترين نمايشى است كه در اين وقت جمعيت اتحاد و شرقى ميدهد و فوق العاده بسلطان حميد برميخورد و در آخر اين فصل خلاصهئى از نمايش مزبور را براى تذكر خوانندگان مينويسم . خلاصه در مجلس متينغ جمعى از تجار و اعيان و كسبه ايرانى مقيم و مهاجر و جمعى از عثمانيان ارامنه و اروپائيان جمع شده نخست پرنس صباح الدين با نطق مفصلى مجلس را افتتاح نموده تمجيد زياد از ايرانيان و علماى آزاديخواه كرده حسن عاقبت كار آزادى ايران را از صميم قلب از خداوند درخواست مينمايد بعد از آن از طرف عموم ارامنه رئيس آنها ملوميان به زبان ارمنى نطق مفصلى مينمايد راجع به ترقيات ايران و مشروطيت اين مملكت و اظهار اتحاد ارامنه با ايرانيان و تاريخ ورود