يحيى دولت آبادى

27

حيات يحيى ( فارسى )

دور كرده تبعيد يا محبوس مينمايند . آزاديخواهان در صدد انتخاب وكلاى ملت و افتتاح مجلس شورايملى برميآيند و اين احوال مقارنست با ورود مهاجرين يا تبعيدشدگان ايران به اين پايتخت معظم اگرچه ما دلتنگ هستيم از اينكه اين هيجان ملى عثمانيان تصادف نموده با طغيان دربار و درباريان ما با خرابى مجلس شورايملى با كشته شدن بعضى از مشروطه‌خواهان و محبوس گشتن بعضى از آنها و آواره شدن جمعى ولى براى اعاده امنيت ايران و بازگرفتن حقوق ملى از دست ظالمان اعلان مشروطيت عثمانى چنان كه در اواخر جلد دوم نوشته شده مفيد است و درباريان مستبد ايران ناچار خواهند شد حقوق ملت را به او مسترد دارند . بلى اگر مشروطيت عثمانى اعلان نشده بود درباريان ايران بخاطر خطور نميدادند كه ديگر بار خود را گرفتار زحمت حكومت ملى نمايند از اين مسئله گذشته مشروطيت عثمانى سبب مىشود كه ميان مشروطه‌خواهان ايران و عثمانى عقد اتحادى بسته شود و اين براى آتيه مملكت ما و آزادى ملتى كه برادر دينى ما است شايد بىفائده نباشد . در ظرف دو سال مشروطيت دولت ايران جرايد عثمانى كلمه‌ئى در اين موضوع ننوشتند اما روز شنبه 23 جمادى الثانى كه مجلس ما را در تهران بتوپ بستند تمام جرايد عثمانى اين خبر را نشر ميدهند بديهى است اين كار بامر سلطان بوده كه آب چشمى از مشروطه‌خواهان ملت خود گرفته باشد به خيال آزادى نيفتند . خلاصه بعد از ورود باستانبول معلوم مىشود ايرانيان مقيم اين پايتخت انجمنى بنام سعادت تشكيل داده در كار آذربايجان اقدامات كرده دو فقره وجه اعانه به آنجا فرستاده‌اند و از هرگونه مساعدت كوتاهى ننموده‌اند . ايرانيان ارفع الدوله سفير كبير را هم كه بعد از مشروطه شدن عثمانى دست و پايش باز شده ملاحظات سابق را ندارد با خود همراه نموده سه هزار منات وجه اعانه از او گرفته بتبريز فرستاده‌اند ارفع الدوله بتهران تلگرافا در خصوص باز شدن مجلس و اصلاح كار آذربايجان سفارش مىكند ولى درباريان جواب ميگويند