يحيى دولت آبادى

87

حيات يحيى ( فارسى )

بوده باشد و تجزيه نگردد ديگر آنكه روحانيون نفوذى در مجلس حاصل ننمايند يا كمتر حاصل كنند و در اين قسمت توافق نظر ما بين آنها و آزادىخواهان حاصل است . بالجمله نظامنامه در مجلس مركب از رجال و روحانيان و تجار خوانده مىشود و روحانيان به بعضى از مطالب آن اعتراض مينمايند و ميخواهند نظامنامه را برده در آن نظر و تأمل نموده اصلاحات بنمايند كسانى كه ملتفت مطلب هستند راضى نشده نميگذارند نظامنامه نزد آقايان بماند آقايان هم به خيال ميافتند بدستيارى بعضى از فرنگىمآبان نظامنامه انتخابى ترتيب بدهند قسمتهائى را كه بايد از نظامنامهاى خارج بگيرند گرفته قسمتهاى دينى و وطنى آن را هم بطوريكه با مقاصد آنها وفق بدهد تنظيم نموده امضاى آن را بدولت تحميل نمايند از يكطرف درباريان مخالف از قبيل شعاع السلطنه پسر شاه و امير بهادر جنك و غيره نظامنامه آزاديخواهان را خوانده بر مشير الملك اعتراض ميكنند كه چرا نظامنامه را به آنها نشان نداده در مجلس علماء و تجار و غيره قرائت نموده است زيرا كه آنها در نظر دارند نظامنامه به صورتى نوشته شود كه عنوان سلطنت را تغيير ندهد و بالاخره آنها نيز در نظامنامه مزبور تصرفاتى كرده بميل خود چيزى مرتب ميسازند و براى اسكات مردم و قبولانيدن نظامنامه خود آقا سيد عبد اللّه را نزد شاه دعوت كرده او را راضى ميكنند و خشنود برميگردانند نظامنامه تصرف شده را هم به او ميدهند كه بمردم ارائه داده به همه بقبولاند . از اينطرف مليون و آزاديخواهان مخصوصا آقا سيد محمد طباطبائى از تنها رفتن آقا سيد عبد اللّه بحضور شاه ظنين شده از او دلتنگ ميگردند خاصه كه نظامنامه تصرف شده را هم همراه خود آورده است و بمردم ارائه ميدهد يكى دو روز مردم از آقاى بهبهانى بينهايت بدگوئى كرده در خانه او اجتماع مينمايند و او را مجبور ميسازند از راه ناصوابى كه ميرود بازگشته با درباريان موافقت ننمايد و اميدوارند شرحى بصدراعظم بنويسد كه ملت اين نظامنامه را قبول نميكنند يعنى درباريان مخالف بدانند تنها راضى شدن من كافى نيست و از اين اقدام كه نموده‌اند