يحيى دولت آبادى
82
حيات يحيى ( فارسى )
از قبيل امير بهادر جنگ و حاجب الدوله و نير الدين و سپهدار نصر السلطنه از اين وقايع بينهايت افسردهخاطر هستند اما جرئت مخالفت كردن ندارند حاج شيخ فضل اللّه نورى با بعضى ديگر از علماء زودتر از ديگران از قم حركت كرده ميآيند در كهريزك سه فرسخى طهران توقف ميكنند تا ديگران برسند نگارنده هم از طهران بكهريزك رفته در آنجا بتقريبى با حاج شيخ فضل اللّه نورى كه در مدت اقامت طهران همهوقت با خانواده ما كدورت داشته خصوصيت مينمايد و كدورت ديرينه بر طرف مىشود بعضى صلاح ديدهاند كه علماء در اين سفر درصدد بعضى اسبابچينيها براى استقبال نمودن خلق نباشند و سر زده وارد شده كه به كار تأسيس مجلس شورايملى پرداخته و بيغرضى خود را بخلق حالى نمايند ولى اگر بزرگترها هم فرضا قبول كنند جوانها چگونه رضايت خواهند داد و كى ميگذارند اين كار صلاح انجام يابد . بالجمله روز چهارشنبه بيست و چهارم شهر جمادى الثانيه هزار و سيصد و بيست و چهار ( 1324 ) آقايان در كمال احترام وارد طهران ميشوند و در حضرت عبد العظيم مختصر خطابهئى خوانده مىشود حاصلش آنكه علما در ورود بطهران ديدوبازديد با كسى نخواهند كرد تا ترتيب مجلس داده شود و قرار ميدهند بملاقات شاه هم نروند تا كار مجلس مرتب گردد و اين قراردادها باصرار آزاديخواهان و بواسطه ملاحظهايست كه آقايان از آنها دارند و گرنه اغلب رؤساى آنها از پيشآمدها خوشدل نيستند و ميدانند كه اين اوضاع بر نفع آنها تمام نميشود زيرا كه نه تنها وضع قوانين و تأسيس مجلس شورايملى اختيارات سلطنت و دولت را محدود ميسازد بلكه بنفوذهاى نامحدود ايشان كه با قوت انتساب بشريعت بدست آوردهاند پايان بخشيده روحانى حقيقى را از روحانىنماى دنياطلب جدا خواهد ساخت ولى عجالة جز همراهى چاره ندارند . دو روز بعد از ورود آقايان علماء بطهران در صورتى كه هنوز بقيه متحصنين در سفارت انگليس هستند از طرف آقايان و تجار بصدراعظم تذكر داده مىشود كه بانجام مقدمات تأسيس مجلس اقدام نمايد در روز بيست و ششم جمادى الثانى خطابى از طرف صدارت بمحقق الدوله رئيس بيوتات دولتى صادر مىشود كه عمارت وسط باغ بهارستان را كه از