يحيى دولت آبادى
74
حيات يحيى ( فارسى )
اينجهت تا علماى روحانى ما مراجعت نكنند به كار و شغلى دست نميزنيم . دوم آنكه مجلس عدالت كه شاه در چند ماه پيش دستخط آن را بما داده چرا اجرا نشده است . سوم آنكه ما امنيت مالى و جانى نداريم و امنيت ميخواهيم . اين عريضه بتوسط گراندوف بمشير الدوله وزير خارجه داده مىشود و او ميفرستد نزد اتابك اعظم كه اگر اذن ميدهد عريضه را بحضور شاه بفرستد بديهى است اتابك ديگر اينجا نميتواند رخصت ندهد اين است كه اجازه ميدهد و اطمينان دارد كه جواب عين مسودهئى خواهد بود كه بقلم او نوشته مىشود بعد از دو روز جواب عريضه بدست گراندوف ميرسد بمضمون ذيل : خطاب بمشير الدوله كه در جواب متحصنين بگويد : ما علماى شما را نگفتهايم بروند بلكه خودشان رفتهاند و خواهند برگشت بعلاوه تمام علماء نرفتهاند و بقدريكه كار شرعيات شما مختل نماند در شهر هستند اما دستخط عدالتخانه كه اجراى آن را خواستهايد آن هم نظامنامهاش نوشته شده است درصدد تشكيل مجلس عدالت هستيم و اما امنيت كه خواستهايد به حمد اللّه شهر طهران امن است و ما هم كه سرباز و مستحفظ در شهر گذارده بوديم برداشتيم كه شما آسوده باشيد . اين جوابها غير از خنديدن متحصنين ثمرى نميكند و فرستادنش بسفارت جز اينكه مزيد هيجان شورشيان بشود فايدهئى نميبخشد . اما اقدامات آزاديخواهان - آزاديخواهان كه حوزههاى متعدد دارند بيشتر افراد آنها بعنوان تماشاچى در جزو متحصنين سفارت ديده ميشوند و مراقب هستند كه اين دواى سمى يعنى توسل به بيگانه به قدر حاجت استعمال شود دست آخر هم كار خود را كرده نگذارند آنطور كه انگليسان ميخواهند ( از اين التجاى خلق بسفارتخانه آنها استفاده كنند ) كامياب گردند . و اما اقدامات دولت در رفع غائله از طرف دولت حاج ميرزا حسنخان محتشم السلطنه رئيس وزارت خارجه بسفارتخانه ميرود و دستخطى از شاه ميبرد براى مردم بخواند اما هيچكس حاضر نميشود او را ملاقات كند فقط يكنفر ميآيد به او ميگويد