يحيى دولت آبادى
33
حيات يحيى ( فارسى )
تعطيل عمومى كرده آقايان را با نهايت احترام به شهر ميآورند مردم همه بىاندازه مسرورند و به يكديگر مباركباد ميگويند ولى اغلب از روى تقليد بدون اينكه بدانند اين خوشحالى براى چيست آقايان ميل دارند بخانههاى خود بروند و بدروازهء طهران كه رسيدند سوار اسب و استر شده مردم تماشائى و استقبالكنندگان اطراف آنها جمع شوند و بجلال ملائى معمولى مملكت و دستبوس و پابوس وارد شوند ولى ديوانيان تدبيرى كرده نميگذارند مقصود ايشان حاصل شود و آن تدبير اينست كه نزديك دروازهء شهر بكالسگچيان امر ميرسد بسرعت حركت كنند خاصه كه امير بهادر هم در كالسگهء شاه پيش روى آقا سيد عبد اللّه و آقا سيد محمد نشسته وارد دروازه كه ميشوند مردم ورود آنها را از خط بازار انتظار دارند ولى امير بهادر بكالسگچى فرمان ميدهد از خط خيابان برود و يكسر ايشان را بدربار باطاق عين الدوله ورود داده بعد حضور شاه رفته مورد مرحمت شده و از آنجا هريك با جمعيت بخانهاى خود ميروند .