يحيى دولت آبادى
364
حيات يحيى ( فارسى )
فصل سى و نهم تعرضات بشاه و قتل دو آزاديخواه در فصل پيش از اين نوشته شد كه محمد عليشاه در عين غرور غلبه بر مليون و برهمزدن مجلس و مشروطه از دو جا نگرانست و روزبروز بر نگرانى او افزوده مىشود يكى از مخالفت آذربايجانيان و ديگر از تعرض رؤساى روحانى نجف اشرف - براى جلوگيرى از مخالفت مردم آذربايجان بفرستادن اردو متوسل شده است و براى جلوگيرى از تعرض روحانيان نجف بمخابره تلگرافيكه عينا در فصل پيش نگارش يافت . محمد عليشاه و درباريان او و روحانيان دربارى تصور ميكنند با آن تلگراف علماى نجف را قانع نمودهاند و چون قضايا گذشته و شاه بر تخت قدرت و استقلال جايگزين است رؤساى روحانى هم سكوت اختيار خواهند كرد و اگر جواب موافقى ندهند مخالف هم نخواهند داد ولى بايد دانست كه رؤساى روحانى نجف موافق با مشروطه علاوه بر وظايف ديانتى كه دارند در مقابل آنها رقيب بلكه رقبائى هست و هرقدر هم كه آنها شخصا مهذب الاخلاق باشند و داراى مقام شامخ حوزه آنها مجبور است در مقابل حوزه رقيب خوددارى كرده تا آنجا كه بتوانند دست از تعرض بشاه برندارند خصوصا كه عرايض كتبى و تلگرافى تظلمآميز مليون هم كه در روزهاى آخر كشمكش با شاه نزد ايشان فرستاده شده همه رسيده است و آنها را تهييج شديد كرده تلگرافى كه به زودى خواهيد خواند بتوسط سه نفر رئيس روحانى مشروطهخواه كه پيش از اطلاع بر حبس و طرد آنها صادر شده است در اينموقع ميرسد . جواب تلگراف شاه از طرف رؤساى روحانى نجف اشرف « تهران توسط جنابان مستطابان حجج الاسلام بهبهانى و طباطبائى و افجهء دامت