يحيى دولت آبادى

346

حيات يحيى ( فارسى )

فصل سى و هفتم در ولايات بعد از خرابى مجلس بايد دانست كه در اغلب ولايات ما همه‌وقت دو دستگى موجود است كه پيش از اين بحيدرى و نعمتى ناميده ميشد اكنون هم اين اختلاف كلمه هست و دولتيان از دربار سلطنت گرفته تا كدخداى يك آبادى سياستشان اينست به آتش اين دو دستگى دامن زده از اختلاف مردم استفاده نمايند و بعبارت ديگر مردم را به يكديگر انداخته از خطر اتحاد آنها باهم كه ضرورة دست تجاوز و تعدى ستمكاران طماع را كوتاه مىكند جلوگيرى كنند مردم نادان هم خيروشر خود را نميفهمند . در اينوقت اختلاف كلمه مزبور به صورت جنگ طبقاتى درآمده يكدسته تجدد خواه و دسته ديگر كهنه‌پرست در همه‌جا هويدا گشته در صورتى كه در ميان هردو دسته بسيار كم اشخاصى هستند كه بمعنى اين دو دستگى پىبرده باشند و غالبا رؤساى ملكى و مذهبى آنها باهم بر سر رياست كشمكش دارند و تابعين آنها كوركورانه بر ضد يكديگر ميباشند و البته عين اوضاع مركز بتفاوت درجه در هر نقطه از نقاط مملكت ظاهر است خصوصا كه در ماه‌هاى آخر درباريان و روحانيان دربارى مستبدين ولايات را واداشته‌اند عمليات آزاديخواهان را كه در انجمنهاى ايالتى و ولايتى بر ضد استبداد و درباريان كار ميكنند عقيم بگذارند و دو دستگى شديد در همه‌جا آشكار گشته و بديهى است اشخاص بالنسبه روشن‌فكر طرفدار حكومت ملى و مجلس و مشروطه هستند و كهنه‌پرستان و بيخبران از روزگار طرفدار درباريان و دربارند و تا اين وقت قوت و قدرت در دست فرقه اول بوده كهنه‌پرستان در چنگال آنان مقهور بوده‌اند ولى اينك قضيه به عكس شده و در تمام مملكت باستثناى آذربايجان بيرق حكومت