يحيى دولت آبادى
305
حيات يحيى ( فارسى )
و پاى كاركنان مجلس يعنى از تندروان سست شده سياست داخلى و خارجى را با خود نامساعد و با شاه مساعد ميبينند من از خارج شنيده بودم سفراى خارجه در اينوقت برعكس نهم ذى القعده بعنوان مداخله مليون در كار وزارتخانها با شاه همراه شدهاند و در اينوقت قطع حاصل مينمايم تندروان مجلس هم بمغلوبيت خود يقين دارند فقط ناچار هستند تا دم آخر بمجلس آمدورفت كرده صورت ظاهر را نگاهدارند خلاصه روز شنبه بيستم جمادى الاولى جواب لايحه مجلس از طرف شاه بتوسط حسنخان امين الملك ميرسد جوانان مجاهد ميخواهند امين الملك را بازاى ميرزا سليمانخان كه گرفتار شده توقيف نمايند و گرو نگهدارند آنها را منع ميكنم و نميخواهيم از طرف ما اقدامى بر خلاف قانون شده باشد جواب شاه و هيئت رئيسه مجلس خوانده مىشود و ميبينند جواب مطالب لايحه مجلس نيست بلكه گلهگذاريست و باز يادآورى وقايع گذشته كه در فلان قضيه چه كرديد و در فلان قضيه من چه كردم و اغلب دلتنگى از اقدامات مليون است در مجازات اشرار و مقصرين و كوتاهى كردن در مجازات مرتكبين بمب - هيئت رئيسه مجلس صلاح نميبيند اين جواب اشاعه شود و اشاعه نميشود روز بعد هم صنيع الدوله ميآيد و كاغذ را پس گرفته نميگذارد در مجلس بماند و منتشر نشده شب يكشنبه بيست و يكم وزراء آمده عنوان ميكنند كه شاه سه مطلب ميخواهد اگر مجلس همراهى مىكند كار اصلاح مىشود اول آنكه اقتدارات شاه مانند اقتدارات امپراطور آلمان باشد . دوم آنكه حق داشته باشد همهوقت ده هزار قشون در طهران نگهدارد . سيم آنكه اختيارات تام در كار قشون داشته باشد وزير جنگ نزد شخص شاه مسئول باشد . از اين سه خواهش معلوم مىشود كه در خواهش اول ميخواهد اختياراتى بيش از آنچه در قانون اساسى براى او معين شده دارا گردد و در خواهش دوم چون عنوان نظام ملى كه پيشآمده و يكعده از جوانان مملكت تحت سلاح رفتهاند آرام او را قطع كرده است ميخواهد در مقابل آنها يك ده هزار قشون براى حفظ خود داشته باشد چنان كه خواهش سيم هم ناشى از همين خيال است و شايد خواهش دوم بتحريك