يحيى دولت آبادى
279
حيات يحيى ( فارسى )
شود بهتر خواهد بود اما بچه ترتيب ميتوان اطمينان حاصل كرد و اينكه شاه و درباريان براى اصلاح حاضر خواهند شد يا خير جاى ترديد است ملك المتكلمين هم در اين مجلس نطق مفصلى مىكند حاصلش اينكه ما چه صلح كنيم و چه جنگ بايد قوه و استعداد داشته باشيم و همه تصديق ميكنند نگارنده ميگويد استعداد ما براى صلح يا جنگ فقط اتحاد و انفاق ما است مخصوصا نمايندگان مجلس و اين استعداد چنان كه گفتند امروز براى ما مهيا نيست اگر بتوانيم اختلاف كلمه خود را بر طرف سازيم تنها راهى است كه ما را به مقصد مىرساند ملك المتكلمين اعتقادش اينست كه صاحبمنصبان فوج خلج با ما همراهند و آنساعت كه شروع بجنگ شود آنها بكمك ما خواهند آمد صاحبمنصبان مزبور هم اغلب بمجلس و انجمنها آمده با تندروان از مليون سروسر دارند و رفقاى زودباور ما آنها را صديق و محرم خود دانسته هرچه در سر و در دل دارند با آنها در خلوت بميان ميگذارند نگارنده تصور نميكند آنها راهى بباغ شاه نداشته باشند و گاهى نگران حركات آنها است يكروز ميبيند يكى از آنها با صاحبمنصب سربازهاى گارد مجلس در گوشهئى نجوى مىكند چشمش كه از دور به من ميافتد خود را كنار كشيده سعى مىكند معلوم نشود نجوى بوده است از اين رفتار ميفهمم فوج خلجى بكمك ما نخواهد آمد تصورات ديگر هم كه ميكنم از رسيدن استعداد از اطراف همينطورها است خلاصه روزى يكى دو مرتبه وزراء يعنى صنيع الدوله و مشير الدوله و مؤتمن الملك اغلب و مشير السلطنه و علاء السلطنه و مستوفى الممالك كمتر بمجلس آمده در كميسيون صلح صحبتى ميدارند و ميروند و عمده نظر كميسيون اصلاح مجلس اينستكه سه نفر تبعيد شده يعنى علاء الدوله و سردار منصور و جلال الدوله را برگردانند براى جبران نقض قانون اما چيزى كه در خاطر شاه نيست رعايت قانون اساسى است تلگرافات ولايات ميرسد مينويسند ما محمد عليميرزا را بسلطنت نميشناسيم از فارس و گيلان و آذربايجان و قزوين و اصفهان وعدهء فرستادن استعداد جنگى ميدهند خبر اين تلگرافات بشاه ميرسد و معلوم نيست چه تأثير مىكند بر اجتماع انجمنهاى ملى در مدرسه سپهسالار افزوده مىشود و چون از انجمنهاى دولتى كه جزو آنها هستند اطمينان ندارند كه مفسده برپا بكنند