يحيى دولت آبادى

266

حيات يحيى ( فارسى )

تجزيه ايندو قوه كوشيدند ديگر از عجايب اين اعلان كه ما را در مقابل اروپائيها شرمنده و بلكه در برابر هر عاقلى خجل و شرمسار مىكند عبارتى است كه مضمون ذيل در آن مندرج مىباشد دولت ايران بطوريكه دستخط فرموده و بعموم دول اعلان فرموده‌ايم مشروطه و در عداد دول كنستى توسيون محسوب است وكلاى مجلس شورايملى در كمال امنيت و قدرت بتكليفى كه از براى آنها مقرر است عمل خواهند كرد صاحب اعلان هيچ متذكر نيست كه سلطنت وقتى مشروطه و صاحب مجلس شورى باشد بموجب قانون اساسى ممكن نيست احدى را از آحاد ناس بر خلاف قانون توقيف و حبس كرده و همه نوع اسباب هتك شرف و سلب امنيت او را فراهم آورد و سه روز قبل حبس علاء الدوله و جلال الدوله و سردار منصور انهدام اساس مجلس شورى و سلطنت مشروطه و قانون اساسى را جدا آشكار مىكند و نيز انتزاع تلگرافخانه را بى اطلاع وزراء از مدير سابق و واگذاردن آن به ديگرى كه پريروز اتفاق افتاده و تغيير حكومت طهران و نظميه شهركه همين دو روزه بدون اينكه از مجراى وزارتخانه‌ها باشد رويداده قول صاحب اعلان را در وجود مشروطه و كنستى توسيون تكذيب مينمايد و نيز صاحب اعلان از زبان اعليحضرت همايونى انتشار ميدهد كه بديهى است اشتباهى نخواهد داشت كه شخص همايون ما در اينمدت تا چه پايه در پيشرفت مشروطيت و آسايش ملت و صلاح حال مملكت اقدامات فرموده و از هيچ اقدامى فروگذار نكرده‌ايم هرچه گفتند شنيديم و هرچه خواستند كرديم و از هر حركت زشت و ناپسندى تجاهل و اغماض نموديم چه عهدها بستند كه نشكستند چه پيمانها كه بپايان نبردند اين عبارات نيز بقدرى خلاف واقع و ضد مشهودات اينمدت است كه عامه نفوس در ؟ ؟ ؟ اصلى آن بهيچوجه تشكيك نخواهند كرد چه گذشته از آن مغرضين كه معلوم نيست مراد چه طبقه از مردمند عموم مردم ايران در آخر سلطنت شاهنشاه مبرور مظفر الدينشاه كبير براى فقر و فلاكت و بدبختى كه ايران را احاطه كرده بود و بواسطه بينظمى كه در كليه اعمال دولت مشهود بود و به علت تسلطى كه اجانب در اين آب و خاك پيدا كرده و حيات استقلالى ايران را تهديد ميكردند مجبور شدند كه بهيئت