يحيى دولت آبادى
254
حيات يحيى ( فارسى )
از شهر بيرون ميرود مردم كه حقيقت مطلب را ميفهمند دكانها را باز كرده مشغول كار خود ميشوند طرف عصر ملك المتكلمين و جمعى را ميبينم سخت بدست و پا هستند چون خبر رسيده است ميخواهند ذخيره را از شهر بيرون ببرند و مليون ميخواهند اطراف عمارت ذخيره را كه باستيان ناميده مىشود مستحفظ بگذارند كسى تصرف ننمايد مجلسيانهم از اين رفتار شاه حيرانند . نگارنده باتفاق ميرزا جهانگير خان مدير صور ميرود به خانه علاء الدوله براى ملاقات امراء كه بداند آنها در چه حالند و چه ميخواهند بكنند منشى سفارت روس ديده مىشود كه از آنخانه بيرون ميآيد امراء ميخواهند متفرق شوند آصف الدوله - علاء الدوله جلال الدوله - سردار منصور - معتمد خاقان و ثقه الملك را گوشهئى جمع كرده ميپرسم چه خيال داريد ميگويند چند نفر ميرويم نزد عضد الملك از او تكليف بخواهيم و فردا صبح در خانهء سردار منصور جمع شويم ببينيم چه بايد كرد و جلال الدوله بطور خصوصى ميگويد از سفارت روس كسى نزد علاء الدوله آمده ميگويد شنيدهايم رجال دولت در خانهء شما جمعند براى خلع شاه با موافقت سفارت انگليس بشما ميگوئيم نخواهيم گذارد كسى در امر سلطنت شاه اخلال كند از اين خيالات منصرف باشيد علاء الدوله جواب داده هركس بشما گفته است دروغ گفته هيئت امراء و رجال دولت قصدى جز استحكام سلطنت محمد عليشاه ندارند و اين اقدامات براى تصفيه دربار و آسايش خاطر شاه است اينمطالب كه شما تصور كردهايد بالمره بىاصل مىباشد و پيش از اينواقعه هم بيك روز وزير مختار روس و شارژدافر انگليس باهم بى خبر ميروند به منزل عضد الملك و او را تهديد كرده ميگويند انجمنها خيال كشتن شاه را دارند و خواهش تبعيد بعضى از اطرافيان شاه مقدمهء اين كار است شما توسط كنيد امير بهادر از دربار نرود و عضد الملك جواب ميدهد من رسميت ندارم اگر مطلبى داريد بوزير خارجه بگوئيد و آنها از خانه عضد الملك مأيوسانه مراجعت كردهاند از اين اقدامات معلوم مىشود سفارت روس بدست و پا افتاده ميخواهد نگذارد دستنشاندههاى او از دربار دور گردند و شارژدافر انگليس را هم براى قوت كار خود بعنوان رعايت معاهدهء 1907 با خود همراه كرده باهم ميروند