يحيى دولت آبادى
248
حيات يحيى ( فارسى )
خانه عضد الملك از ترتيب خصوصى خارج شده رنگ عمومى به خود ميگيرد و دستجات موافق و مخالف همه وارد شده عنوان مطلب تغيير مينمايد نزديك غروب آفتاب اين روز نگارنده بمجلس ميروم ميبينم آقا سيد عبد اللّه و جمعى از آقايان در اطاق مخصوصى كه براى تنقيح قوانين عدليه است نشستهاند چون هرچه خواستند قانون عدليه را در مجلس بخوانند آقا سيد عبد اللّه انكار نموده ميگفت قانون عدليه را ما علماء بايد نگاه كرده تصحيح نمائيم و هرطور نوشتيم مجلس بدون تصرف به آن رأى بدهد مجلسيان هم اينمطلب را قبول نميكردند يكروز هم در مجلس علنى عنوان مىشود آقا سيد عبد اللّه ضديت كرده ميگويد همانست كه گفتهام قانون عدليه را ما بايد بنويسيم عدليه بقول ناصر الدينشاه راشباشى شرع است هرچه عنوان ميكنند كه مراد ما احكام شرعى نيست بلكه مراد ترتيب اجراى احكام و حدود تصرفات اجزاء و مباشرين است او نميپذيرد بالاخره خواه يا ناخواه قرار ميدهند اطاق مخصوص در مجلس ترتيب بدهند و آقايان علماء و چند نفر از علماى مجلس هم كه جزو وكلا هستند آنجا رفته قانون عدليه را نگاه كنند كه مخالف شرعى نبوده باشد مجلس امروز آن مجلس است ولى افسوس كه از اين مجلس چيزى كه صلاح ملك و ملت باشد بيرون نخواهد آمد و فقط بدفع الوقت ميگذرد روحانيان صاحب مسند به اختيار راضى نخواهند شد مداخله آنها در امور مردم محدود بوده باشد روز دوشنبه صبح خبر ميرسد كه نمايندگان انجمنها دستهدسته به خانه عضد الملك ميروند نگارنده هم ميبيند به كلى دورى نمايد صحيح نيست ناچار بعنوان ديدن امراء رفته ميشنوم دو سه مرتبه عضد الملك و مشير السلطنه و نير الدوله نزد شاه رفته مذاكره كردهاند كه چند نفر از دربار دور شوند و هنوز به جائى نرسيده بعد كمكم جمعيت زياد مىشود بحديكه خانهاى عضد الملك با وسعتى كه دارد گنجايش واردين را ندارد نزديك ظهر ملك المتكلمين نطق مفصلى كرده ميگويد از هر انجمن يك يا دو نفر بمانند باقى بروند و اين خبط است زيرا كه اولا عنوان تحصن امراء مبدل بعنوان تحصن انجمنها مىشود و بر خلاف مقصود است ثانيا خانه عضد الملك غير از مسجد و مدرسه مىباشد آن هم با وسعت نظر و مبادى آدابى كه عضد الملك دارد لابد هركس آنجا بماند بايد شام و ناهار به او بدهند