يحيى دولت آبادى

221

حيات يحيى ( فارسى )

چه مشروطه‌خواه از او رنجش حاصل نموده‌اند حتى آقا سيد محمد طباطبائى هم كه يكى از سيدين سندين است از رفتار سيد ناراضى است و بر اعمال وى خورده‌گيرى مىكند نه اينستكه آقا سيد محمد از مداخل كردن باك داشته باشد خير ولى درصدد دخل از راه غير مشروع نميباشد خلاصه آنكه احتشام السلطنه حوزه بزرگى ظاهرا و باطنا بر ضد آقا سيد عبد اللّه تشكيل ميدهد و از رياست مجلس خارج شده در كمال شتاب بجانب اروپا مسافرت مينمايد يكروز پيش از مسافرتش با معتمد خاقان بديدن او ميروم از اينكه من رابطه قديم را رعايت نموده اينحوادث را موجب متاركه قرار نداده‌ام مسرور شده مدتى باهم گفتگو مينمائيم در ضمن صحبت عقيده خود را دربارهء آقا سيد عبد اللّه بيان مىكند كه عمليات او براى حكومت ملى مضر است ميگويم بديهى است مردم مخصوصا اشخاص بصير از رفتار او ناراضى هستند ولى چون از شاه اطمينان ندارند انديشه دارند كه مبادا او بر ضد حكومت ملى رفتار كند ناچارند هرقدر هم رفتار روحانيان موافق مشروطه ناپسند باشد با آنها راه بروند و هر ساعت كه اطمينان از شاه حاصل كرده يقين نمودند او قصد برهمزدن اين اساس را ندارد فورا از كارهاى آقا سيد عبد اللّه و امثال او جلوگيرى خواهند كرد پس اين وقتى را كه شما صرف خرابى كار آقا سيد عبد اللّه مينمائيد اگر صرف تحصيل اطمينان از شاه مينموديد به حال مملكت اصلح بود ميگويد صحيح است ولى با ترتيب حاليه شاه چگونه اطمينان حاصل مىكند و با ملت همراه مىشود خلاصه احتشام السلطنه ميرود و انفصالش از رياست مجلس شورايملى شاه و درباريان را بيش از پيش از مليون متوحش ميسازد زيرا كه درباريان رابطه خود را با مجلس منقطع ميبينند و از اين‌رو بتشكيل يك انجمن سرى پرداخته براى برهمزدن اساس مجلس و حكومت ملى آماده ميگردند بعد از انفصال احتشام السلطنه از رياست مجلس يكى از اقدامات مهم كه درباريان ميكنند راجع است بقضيه بمب‌اندازان براى شاه چون تا احتشام السلطنه رئيس مجلس بود بطور بىقانونى اينمسئله را تعقيب نميكردند ولى اكنون كه او رفته است درباريان كمتر از مجلس و مجلسيان ملاحظه دارند و باك ندارند كه از حدود قانون خارج شده بهر