يحيى دولت آبادى

219

حيات يحيى ( فارسى )

فصل بيست و دوم تغيير رئيس و تبدل احوال بعد از استعفاى احتشام السلطنه رياست مجلس شوراى ملى بميرزا اسمعيل خان ممتاز الدوله كه شخص وطن‌دوست آگاهى است و تازه بوكالت مجلس رسيده تفويض مىشود ممتاز الدوله با تندروان مجلس ارتباط دارد و چون در مجلس اشخاصى هستند كه تصور ميكنند صلاحيت رياست مجلس را از او بيشتر دارند بوى عنوان رياست موقتى داده مىشود كه بعد از سه ماه خود استعفاء نمايد ممتاز الدوله چون تصور اينمقام را براى خود نميكرده نهايت اهتمام را دارد كه نيكو از عهدهء كار برآيد بلكه لازم نشود استعفاء كند بعد از خارج شدن احتشام السلطنه مسلم است آقا سيد عبد اللّه مجلس را زير نگين خود ميداند ممتاز الدوله نسبت به او اظهار اطاعت مىكند تندروان مجلس هم صورت ظاهرى با او نگاهميدارند و در باطن راضى نميباشند كه سيد در كار مجلس ايندرجه دخالت بنمايد و مجلس و مشروطه را وسيله دخل و رياست خود قرار بدهد . روحانيان موافق مجلس هم از اين اندازه نفوذ سيد در مجلس دلتنگ هستند و آنها كه در ظاهر با مجلس همراهى ميكنند و باطنا مخالفند دلتنگتر مانند حاج ميرزا ابو القاسم امام جمعه طهران كه در ظاهر هرچه ميتواند خود را طرفدار مجلس قلمداد مىكند و هر بىاعتنائى كه از آقا سيد عبد اللّه و آقا سيد محمد همكار و هم‌لباسهاى خود در مجلس مشاهده مينمايد بناچار تحمل مىكند روحانيان مخالف مجلس هم كه طرفيت ظاهرى و باطنى آنها با آقا سيد عبد اللّه هويدا است در اين صورت آقا سيد عبد اللّه نميبايد ايندرجه مغرور شده عاقبت حال و كار خود را ملاحظه ننمايد ولى سيد را فوق العاده