يحيى دولت آبادى

217

حيات يحيى ( فارسى )

خلاصه اگرچه آقا سيد عبد اللّه بعد از واقعه انجمن اصناف بهر وسيله هست چند نفر از رؤساى انجمن را رو به خود كرده بر آن واميدارد كه بىاطلاع او كارى در انجمن نگذرد و هم حوزه مستبدين در كمال جد ميكوشند نفوذ مرا در انجمن اصناف كم نمايند ولى با اينهمه من دست از كار نكشيده انجمن اصناف را رونقى بقاعده داده براى هر صنف از اصناف طهران انجمنى تشكيل داده مىشود و مركز كل آنها انجمن مركزى اصناف است و مركز انجمن مركزى يك كميسيون چند نفريست كه با نگارنده كار ميكنند بعلاوه در ولايات هم انجمن اصناف متعدد دائر شده و مركز آنها همه انجمن مركزى اصناف طهرانست روزنامه بامداد ارگان انجمن مىباشد و غلامعليخان قجر كه سمت مديرى آن را دارد و از مخصوصين نگارنده است در جلوگيرى از مفاسد انجمن مرا مساعدت مينمايد نگارنده از آنجا كه اعضاى اين انجمن ملت ساده هستند و فساد اخلاق به اين طبقه كمتر سرايت كرده دوست ميدارم اگر اوقاتى صرف مىشود در بيدارى اين طبقه كه از همه‌جا بى خبر مانده‌اند بوده باشد و گمان ميكنم در انجام اين خدمت به قدر امكان كوتاهى نشده باشد و هم در اين ايام انجمنى بنام انجمن اصفهان در خانهء نگارنده تأسيس مىشود و عموم اصفهانيان مقيم طهران كه جمعيت بسيار هستند مخصوصا از تجار و كسبه بعضويت اين انجمن خوانده ميشوند و جمع كثير عضو ميگردند مستبدين اصفهان از تأسيس اين انجمن و دخالت نگارنده و برادرم در كار آن متوحش شده روحانىنمايان اصفهان را بمخالفت واميدارند و هم مركز استبداد طهران ميكوشد كه نگارنده و برادرم در اين انجمن دخالت نداشته باشيم و بالاخره كار انجمن اصفهان ميافتد بدست بعضى از تجار ورشكسته اصفهانى كه ظاهرا جزو مشروطه‌خواهان و باطنا مربوط با مستبدين طهران و اصفهانند و عكس آن نتيجه كه مقصود از تأسيس آن بوده است حاصل مىشود . در اين ايام كدورت آقا سيد عبد اللّه و تندروان مجلس با احتشام السلطنه بر زيادت مىشود و سخت درصدد خرابى كار او برميآيند احتشام السلطنه هم مصمم شده است از رياست مجلس استعفا بدهد بعد از ختم مجلس شوراى ملى ميرزا داود خان از انجمن