يحيى دولت آبادى

214

حيات يحيى ( فارسى )

مينمايد ملك المتكلمين برخاسته راجع باصلاحات عدليه نطق مفصلى مينمايد آقا سيد جمال الدين واعظ هرچه ميداند در اينموضوع بيان كرده خرابيهاى عدليه را ميشمارد علماء ساكت هستند مخصوصا آقا سيد عبد اللّه در نهايت افسردگى نشسته است و صحبت با نمايندگان انجمنهاى ملى است و با ناطقين معروف طرف آنها هم غالبا وزرا هستند رفته‌رفته از گوشه‌وكنار اشخاصى كه از طرف اجزاى عدليه مأمور شده‌اند در اين مجلس از آنها حمايت نمايند بكنايه و اشاره ميگويند خرابى عدليه زير سر احكام ناسخ و منسوخى است كه بدست مردم داده مىشود اينحرفها هم كه از گوشه‌وكنار گفته مىشود موجب مزيد دلتنگى آقايان علماء است ولى به روى خود نميآورند نگارنده نميخواهد مطلب منقلب شده عنوان شكايت تنها از علماء باشد و اجزاى عدليه بىتعرض بمانند ولى هرچه ميخواهم جلوگيرى نمايم صورت نميگيرد بالاخره مخبر السلطنه وزير علوم عنوان مىكند كه من چون مدتى در عدليه بوده‌ام خرابى كار عدليه را از همه‌كس بهتر ميدانم تمام خرابى عدليه بواسطه احكام متساويست كه از محضرهاى شرعى طهران و ديگر ولايات در دست عارض و معروض مىباشد و چاره‌پذير نيست اصلاح اين كار از قدرت ما وزراء خارج است و اين وظيفه خود حجج اسلام مىباشد و بس و پس از نطق طولانى بآقا سيد عبد اللّه خطاب مىكند كه مجلسى تشكيل بدهيد جمعى از علماء را در آنمجلس بنشانيد آن احكام متساوى را ملاحظه كنيد هركدام باطل است بسوزانيد و هركدام حق است اجرا كنيد و جان خود و تمام خلق و عدليه را آسوده نمائيد و من بعد هم اين گونه احكام متساوى بدست مردم داده نشود نطق مخبر السلطنه كه تمام مىشود عموم حاضرين غير از علماء احسنت ميگويند و آقا سيد عبد اللّه آهسته سخنى بميرزا محمد جعفر صدر العلماء و شيخ محمد صادق كاشانى گفته آرام مينشيند نگارنده دانست كه آنها را بجواب گفتن وادار كرد كه تعرض نمايند در اينحال صدر العلماء بصدا درميايد كه اين چه مجلسى است و اين چه مذاكراتى است پس علماء توسط كه نبايد بكنند حكم كه نبايد بدهند و احكام شرعيه را هم كه بايد سوخت ديگر در اين مجلس چه نشستنى دارد و خواست برخيزد آقا سيد عبد اللّه