يحيى دولت آبادى
212
حيات يحيى ( فارسى )
بخانهاى علماء و آنجا اقامت ميكنند تا حكم احضار آن شش نفر جارى گردد از طرف ديگر نظام السلطنه بمجلس ميرود و مجلسيان از او ميپرسند شما بچه ملاحظه اين شش نفر را احضار گرديد جواب ميدهد از جانب آقا سيد عبد اللّه و از طرف انجمنهاى ملى بر من سخت گرفته و مرا مجبور كردند چنين تلگرافى بنمايم در صورتى كه صلاح نميدانستم معلوم است بعد از اين اظهار رئيس دولت ديگر آمدن شيرازيها صورت نميگيرد و نزديك مىشود ميان مجلس و انجمنها و علماء كدورت سخت حاصل شود اينستكه روز آخر سوگوارى شهداى فارس در منزل آقا سيد محمد طباطبائى چون مغرضين ميخواهند در اينموضوع صحبتهائى داشته به آتش اختلاف كلمه ميان علماء و انجمنها و مجلس و دولت دامن بزنند از طرف خيرخواهان جلوگيرى شده مجلس را به زودى ختم نموده اعلان ميكنند كه اين آخر مجلس سوگوارى شهداى فارس است و بعد از دو سه روز آن جمع كه در خانه علماء ماندهاند خارج شده آن شش نفر هم از شيراز حركت نميكنند ولى ظل السلطان را مأمور حكومت فارس مينمايند ظل السلطان بفارس رفته آنجا را امن نموده پسر قوام را بفرنگ ميفرستد و يكى دو نفر قاتل مسلم آن دو نفر شهيد را قصاص مىكند و اما اوضاع و احوال عمومى سال 1326 هجرى درميرسد كار ملك و ملت بينهايت درهم و برهم است بيشتر اوقات بكشمكش ميان دولت و ملت ميگذرد نه دستورها تمام شد نه بودجهها از مجلس گذشت نه وزارتخانهها منظم شد و نه تكليفات حكام معلوم گشت و نه بلديههاى قانونى ايجاد شد فقط قانون ايالتى و ولايتى از مجلس گذشته بطبع رسيده براى حكام فرستاده شده اما معلوم نيست بتوانند از عهدهء اجراى آن برآيند با وجود نامساعدتى شخص شاه با اساس مشروطيت در اواسط ماه صفر كه اواخر برج حوت است روزى بانجمن مركزى اصناف ميروم ميبينم شكايت بسيار از عدليه دارند و ميگويند همهء اين اقدامات براى احقاق حق و داشتن عدليه بوده افسوس كه عدليه ما امروز از تمام اوقات گذشته بدتر است و بهيچوجه صلاحيت احقاق حق نمودن ندارد نگارنده هم چون از حقيقت حال عدليه باخبر است و از كار كاغذسازيها و ناسخ و منسوخ احكام شرعى قضات و تقلبات وكلاى عدليه و مداخله روحانىنمايان در اجرائيات امور قضائى و نفوذ