يحيى دولت آبادى

205

حيات يحيى ( فارسى )

است بهر وسيله بشود خود را مستخلص نمايد از اينجهت به خيال وزير مختارى لندن افتاده آن كار را براى خود انجام داده منتظر وقت است كه استعفا داده و روانه شود . در اين ايام مخبر السلطنه در كار وزارت عدليه‌اش مسلط شده اعتنائى به احكام شرعيه و توسطهاى نامشروع ارباب نفوذ مخصوصا آقا سيد عبد اللّه كه عدليه را همه‌وقت اسباب دست خود و آلت اجراى احكام ناسخ و منسوخ ميدانسته ندارد اينستكه سيد بر ضد وزارت عدليه او سخت ميكوشد ولى از آنجا كه كابينه وقت به قوت مخبر السلطنه و بست و بندهاى او گردش مىكند اقدامات آقا سيد عبد اللّه بر ضد او نتيجه نميدهد نظام السلطنه رئيس الوزراء باقدرت ميخواهد قدمهائى بردارد اما بواسطه نامساعدتى شاه كارى از او پيشرفت نمينمايد شاه از وزارت جنگ ظفر السلطنه و حكومت طهرانش راضى نيست بلكه نگرانى هم دارد ولى مليون نميگذارند او را تغيير بدهد زيرا كه تصور ميكنند كسى كه بجاى وى بيايد از مخالفين آنها خواهد بود و ممكن است خطرناك باشد بالاخره صنيع الدوله وزير علوم و مشير الدوله وزير خارجه باهم متفق شده استعفاء ميدهند نظام السلطنه هم مجبور مىشود كناره‌گيرى نمايد البته شاه مايل است استعفاى آنها را بپذيرد ولى مجلسيان ميل ندارند كابينه تغيير نمايد و ايستادگى ميكنند كه شاه استعفاى آنها را نپذيرد اينستكه با مختصر ترميم دوباره همان كابينه تشكيل ميگردد نظام السلطنه وزير داخله و رئيس الوزراء و صنيع الدوله وزير ماليه - مخبر السلطنه وزير علوم - مشير الدوله وزير خارجه - مؤتمن الملك وزير تجارت مىشود ميرزا رضا خان مؤيد السلطنه گرانمايه كه مردى خارجه‌ديده و بيغرض است وزارت عدليه مييابد داخل شدن مؤيد السلطنه و مؤتمن الملك در اين كابينه باصرار نظام السلطنه و با فشار مليون بر نارضائى شاه ميافزايد . تنها كارى كه بر وفق ميل شاه در اين ترميم كابينه واقع مىشود تغيير حكومت طهران است كه از ظفر السلطنه گرفته مىشود و بمصطفى خان حاجب الدوله ميرسد و اصرار شاه بتغيير حكومت طهران براى دستگيرى مرتكبين بمب است كه تصور مىكند اگر