يحيى دولت آبادى

200

حيات يحيى ( فارسى )

ساعت معلوم نيست بمب كارگر شده است يا خير بمحض بلند شدن صداى بمب مردم متفرق شده شاه از كالسگه فرود آمده در نزديكترين خانه‌ها وارد ميگردد اطرافش را ميگيرند و خيابان را خلوت كرده او را پياده و در ميان نوكرها باندرون ميرسانند سوارهاى كشيكخانه بمردم بيطرف شليك كرده جمعى را ميكشند جمعى در اثر بمب مقتول و مجروح شده نعشها در خيابان ميافتد خون مانند نهر جارى است و نظميه بسرعت تمام بتصفيه خيابان و برداشتن كشتگان ميپردازد و چون اين حادثه نزديك خانه ظل السلطان رويداده او مخالف با شاه شناخته شده است بعضى از اطرافيان شاه ميخواهند نسبت اين كار را به او بدهند ولى بيشتر بانجمن آذربايجان و تندروان مجلس و ملت منسوب ميگردد . ساعتى پيش از اين واقعه نگارنده در منزل خود با يكى از ناطقين تندرو ملت نشسته شخص مزبور ميگويد احتمال ميرود صدائى بلند شود و پس از وقوع واقعه معلوم مىشود او هم از توطئه مسبوق بوده است شاه بمحض رسيدن بعمارت سلطنتى ظفر السلطنه حاكم طهران را طلبيده با چوب‌دستى خود او را آزار مىرساند نظميه طهران درصدد كشف قضيه برآمده خانه‌هاى اطراف را جستجو نموده در كوچه بربريها در خانه‌ئى را كه دو سه تن قفقازى در آن ساكن بوده و بعد از واقعه فرار كرده‌اند باز نموده طفلى را در آنخانه ميبينند كه براى برداشتن آب باينخانه آمده و صاحبخانها او را نديده در خانه گذارده در را بسته و رفته‌اند در آنخانه علامتى ديده نميشود مگر پريشان حواسى و فرار صاحبخانها در كوچه پشت كارخانه چراغ برق خانه‌ئى را باز دربسته مييابند كه چند نفر قفقازى هم در آنجا بوده و بعد از زدن بمب رفته‌اند در را باز كرده بعضى علامات از قبيل اجزاى ديناميتى يافت مىشود ولى صاحبخانها بدست نمييايند در ضمن تحقيق اين احوال معلوم مىشود شخص زرگرى چندين قالب بمب ساخته در استنطاق او كشف مىشود كه شيدا اف قفقازى كه پيرمردى است از فراريهاى قفقاز و در جنگ با ارامنه بايران آمده است به او دستور ساختن قالب بمب داده است شيدا اف را گرفته استنطاق ميكنند معلوم مىشود داخل كار بمب زدن بشاه نبوده است و اينكارها را وسيله دخل