يحيى دولت آبادى
196
حيات يحيى ( فارسى )
مطلب را ايشان عنوان كردند و من سكوت كرده رائى ندادهام احتشام السلطنه از جلوگيرى نگارنده درهم شده ولى مطلب را تمام كرده ميگويد شروع باينكار بعضى اسبابها لازم دارد و از همه مهمتر داشتن وزير جنگى است كه از او اطمينان داشته باشيم و بهتر از علاء الدوله براى اين كار كسى نيست اينجا حدس زده مىشود كه مقصد اصلى حاضر كردن زمينه براى وزارت جنگ علاء الدوله است تقىزاده و مستشار الدوله جواب مجملى به او ميدهند و ساكت ميشوند در اينحال ممتاز الدوله و حكيم الملك و حاج محمد اسمعيل تاجر تبريزى وارد ميشوند احتشام السلطنه چون ميخواهد باز عنوان مطلب را بنمايد تقىزاده و مستشار الدوله برخاسته باطاق ديگر ميروند وثوق الدوله را هم ميطلبند و باهم بمذاكره خصوصى ميپردازند نگارنده هم نزد آنها رفته ميپرسم چه تصور ميكنيد مقصود از اين تشكيل و مراد از اين بيانات چيست جواب ميدهند ما چيزى نميفهميم غير از اينكه ميخواهند به اين عنوانها اسباب وزارت جنگ علاء الدوله را فراهم بياورند تا بواسطه برادرى علاء الدوله با رئيس مجلس قدرت در دست خودشان باشد و از مخالفين شاه هرطور ممكن باشد جلوگيرى نموده او را از خود اميدوار سازند و بالاخره بعد از مذاكره طولانى وثوق الدوله را ميفرستند برود به گوش احتشام السلطنه بگويد اين حرفها را در اين مجلس كوتاه نمائيد در مجلس خصوصى صحبت خواهيم داشت هرطور صلاح باشد اقدام مينمائيم وثوق الدوله يكى دو مرتبه ميرود و ميآيد و بالاخره قرار ميدهند در اين مجلس از اينموضوع صحبت نشود و چون مذاكره راجع به خود مجمع بميان ميآيد نمايندگان رأى نميدهند مجمعى مركب از وكيل و غير وكيل تشكيل گردد و ميگويند اگر اين انجمن مربوط به خود مجلس است بايد در خود مجلس يا در جوار آن باشد و همه وكلاء حق ورود داشته باشند و اگر كار ديگر است كه اسمش نبايد انجمن مجلس باشد خلاصه اين مجلس ميگذرد و مجلس دوم هم دو روز بعد منعقد مىشود كه بيشتر نمايندگان جمع ميشوند و صحبتهاى متفرقه راجع بداخله مجلس ميدارند و ميرزا سيد ولى اللّه خان دكتر كه يكى از وكلاء است و شخص بافضل مبتنى است يك نظامنامه داخلى پارلمانى را كه از فرانسه ترجمه كرده ميخواند و دلچسب