يحيى دولت آبادى

177

حيات يحيى ( فارسى )

با قانون اساسى هستيم لهذا براى رفع اين سوء ظن و اطمينان خاطر عموم ملت به اين كلام اللّه قسم ياد ميكنيم كه اساس مشروطيت و قوانين اساسى را كلية در كمال مواظبت حمايت و رعايت كرده و اجراى آن را بهيچوجه غفلت نكنيم و هركس بر خلاف مشروطيت رفتارى كرده مجازات سخت بدهيم و هرگاه نقض عهد و مخالفت از ما بروز كند نزد صاحب قرآن مجيد مطابق عهد و قسم و شرطى كه از وكلاى ملت گرفته‌ايم مسئول خواهيم بود . » با اين تفصيل خلق نميپذيرند كه دكاكين را باز نموده تعطيل بر طرف گردد چونكه اطمينان ندارند و نطقهاى مفصل شده بخلق ميگوئيم شما وقتى ملت تربيت شده محسوب ميشويد كه هر وقت صلاح بود جمع شويد مجتمع گرديد و هر وقت صلاح بود متفرّق شويد بيدرنگ متفرق شويد اگر غير از اين باشد كه هر وقت گفتند بيائيد بيائيد و هر وقت گفتند برويد برويد كه شما را ملت عاقل و تربيت شده نميشود گفت خلاصه جمعى از مردم به قوت نطق و بيان ناطقين اول ظهر متفرق ميشوند ولى در اينحال خبر ميرسد جمعى از اشرار ميدان رو بمجلس حركت كرده ميآيند و از يكطرف جمعى از اراذل در اول بازار يكى دو تا دكان كه باز شده تاراج مينمايند و دوباره هنگامه اجتماع در بهارستان برپا مىشود ساعتى ميگذرد خبر ميرسد در خيابان پستخانه از پشت سر آن جماعت كه شليك‌كنان رو بمجلس ميآمدند قزاق رسيده آنها را بقوه جبريه برميگردانند و علت شرارت و حركت آنها به طرف مجلس فقط خودنمائى بوده كه چون ديده‌اند بمغلوبيت آنها صلح مىشود خواسته‌اند ثبات قدم خود را در خدمت باستبداد ثابت نموده و نمايش بدهند و ممكن است با دستور العملى بوده براى ترسانيدن مجلسيان و منت گذاردن بر ايشان در متفرق نمودن جمعيت ميدان اما اينحركت و حركت تاراج كردن دكانها مردم را باوضاع بىاطمينان‌تر ميسازد و تمام روز بهارستان پر است از خلق بانتظار عاقبت كار طرف عصر عضد الملك بمجلس آمده قرآن مهر شده را از جانب شاه با دستخط قبول شرايط صلح ميآورد احتشام السلطنه در مجلس علنى اظهار مىكند شاه مخالف قانون اساسى رفتار كرده تا جبران مخالفتها نشود اين كار اصلاح نميشود و اين اظهار بواسطه رفتاريست كه با برادرانش علاء الدوله و معين الدوله شده است و بالاخره دستخط