يحيى دولت آبادى
155
حيات يحيى ( فارسى )
احتشام السلطنه هم با آنها باطنا اظهار مهربانى مينمايد در ظاهر هم با آقا سيد عبد اللّه راه ميرود نگارنده دائما او را نصيحت ميكنم كه ايندفعه مثل دفعههاى پيش نيست كه شما بيرويه اقدام نمائيد سابق اگر حادثهئى واقع شد صدمهاش بشما و چند نفر رسيد كه با شما همخيال بودند ولى امروز شما رئيس مجلس شورايملى هستيد اگر حادثهئى واقع شود صدمهاش به تمام ملت وارد مىشود بمشروطيت خلل مىرساند ظاهرا تصديق مىكند ولى باز گاهى صفات ذاتى خود را بروز ميدهد بمجلس بىاعتنائى مىكند و اشخاص را از خود بىسبب ميرنجاند . بهرحال بعد از آنكه اسباب مراوده امراء و وزراى معزول و بزرگان از رجال دولت را با آنهمه فاصله كه ميان آنها و مجلس بود فراهم ميآورد و شروع مىكند بجمعآورى پول بعنوان استقراض داخلى براى تشكيل بانك ملى و پاى هريك از رجال دولت و شاهزادگان بزرگ از قبيل ظل السلطان و كامران ميرزا چيزى مينويسد كه بدهند و زحمت زياد در اين باب تحمل مىكند تصور مىشود سه چهار كرور تومان پول جمع خواهد شد اما با اين همه هياهو بيش از دويست هزار تومان پول كه آن هم يك قلم هفتاد هزار تومان از ظل السلطان گرفته مىشود جمع نشده اين وجوه را هم بحقوق ارباب حقوق و بقشون و بمأمورين خارج مملكت ميدهند و مختصر گشايشى مىشود معادل سيصد هزار تومان طلاى مسكوك در خزانه هست آن را خواهى نخواهى از شاه ميگيرند كه سرمايه بانك بگردد مستشارى براى ماليه و بانك از فرانسه اجير ميكنند كه بايران بيايد بىآنكه ماليه منظم شود يا بانكى دائر گردد . باز از خيالات احتشام السلطنه بعد از وارد نمودن امراء بمجلس شورايملى اين است كه شاه را با مجلس همراه كند و از آنجا كه تندروان مجلس معتقدند كه تا شاه به كلى مأيوس نشود دست از مخالفت با مجلس برنخواهد داشت با خيالات احتشام السلطنه همراه نميباشند جمعى از ناطقين و اشخاصى كه كلمه آنها نفوذ دارد نيز با عقيدهء آنها همراهند احتشام السلطنه با اين جمع از وكيل و غير وكيل در اينموضوع طرف مىشود و هيچ طرف را نميشود ملامت كرد چه احتشام السلطنه صلاح نميداند تا ايندرجه با شاه