يحيى دولت آبادى

8

حيات يحيى ( فارسى )

اراضى ديگر بر آن ضميمه نموده ميگذارد كه در موقع خود بنا نمايد بعد از فوت حاج ميرزا حسن نوشتهء خريد زمين قبرستان را براى اينكه مجتهد زنده‌اى هم امضا كرده باشد با دادن هفتصد تومان وجه نقد ميدهند حاج شيخ فضل اللّه نورى امضاء مينمايد در ايام وبائى سنه ( 1322 ) هزار و سيصد و بيست دو هجرى با اينكه از جانب حكومت غدغن بود جنازه در شهر دفن نكنند همسايگان آن قبرستان شبانه چند جنازه در آن زمين دفن ميكنند و كسى آگاه نميشود در اين ايام كه ادارهء بانك روس در آن فضا بنائى مىكند اتفاقا در موقع كندن يك پى جنازه‌هائيكه هنوز متلاشى نشده پيدا مىشود و آنها را بطور بىاعتنائى در چاهى ميريزند اين خبر بحوزهء مخالف دولت ميرسد و مىبينند كه از اين راه مىشود ضربتى بحاج شيخ فضل اللّه زد كه پول گرفته قبالهء فروش قبرستان را امضا كرده است از اين‌رو حاج شيخ محمد واعظ طهرانى را كه شخصا با حاج شيخ فضل اللّه طرفيت دارد و در اين موقع جزو حوزهء مخالفين دولت است واميدارند سر منبر در ضمن موعظه از حاج شيخ فضل اللّه بدگوئى كرده مردم را بر ضد او تهييج نمايد واعظ مزبور هم قصهء قبرهاى نبش شده را بهانهء اين مذاكره قرار داده يك روز به آخر ماه رمضان مانده بعنوان مشاهده كردن جنازه‌هاى تازه از قبور در آمده مردم را وادار مىكند بروند عمارتهاى ساخته شده در آن فضا را خراب نمايند ، مستمعين از پاى منبر واعظ برخاسته مردم بازارى هم بواسطهء اتصال محل ببازار اجماع نموده چند هزار نفر ميريزند بفاصلهء يك ساعت تمام آن بناها را خراب كرده با زمين برابر مينمايند و هرچه مصالح و آلات در آنها است به يغما مىبرند با فحاشى بسيار كه نسبت بحاج شيخ فضل اللّه و نسبت بدولت مينمايند بانك روس بدولت عارض شده خساراتيكه بر او وارد شده ميگيرد و ساكت مىشود اولياى دولت ميخواهند حاج شيخ محمد و يكى دو نفر از ملازادگان و حواشى آقايان را در اين مقدمه متعرض شوند كه حفظ صورتى كرده باشند چند روزى هم بتوسط علاء الدوله كه حاكم طهران است جواب و سئوال مىشود و ليكن احتياط ميكنند و اقدامى نمينمايند روز عيد قربان آقا سيد عبد اللّه بعد از نماز عيد در حالتى كه كفن به گردن كرده بالاى منبر رفته از عين الدوله