يحيى دولت آبادى

150

حيات يحيى ( فارسى )

بيرون نخواهيم رفت مجلس هم جدا درصدد اتمام متمم قانون اساسى شده چون ماه رمضان نزديك است ميكوشد پيش از رسيدن آن نمايندگان انجمنها از بهارستان خارج شوند ولى قانون اساسى براى يكماده در مجلس معطل است و آنمسئله قضاوت است كه روحانيان مجلس ميل دارند به صورتى نوشته شود كه بمسند رياست شرعى آنها خللى نرساند مشروطه‌خواهان ميل دارند به صورتى نوشته شود كه تمام محاكمات راجع بديوان عدالت باشد و در مسائل شرعى از طرف ديوان عدالت بمحاضر شرعى رجوع شود از اين جهت دو سه روز در مجلس مذاكره طول ميكشد يكروز آقا سيد عبد اللّه با جمعى از دانشمندان مجلس طرف شده اصرار مىكند نوشته شود محاكمات در اموال و اعراض و نفوس راجع بمحاكم شرعيه مجتهدين عظام است و در امور عرفيه راجع بديوان عدالت عظمى مجلسيان ميل ندارند باينصورت نوشته شود كار بمشاجره كشيده مجلس برهم مىخورد خبر بنمايندگان انجمنها ميرسد بهيجان آمده بر ضد آقا سيد عبد اللّه قيام مينمايند و درصدد توهين او ميشوند بدزبانى زياد ميكنند و ششلول ميكشند كه او را بكشند آقا سيد عبد اللّه سخت ترسناك مىشود و بالاخره صورتى در كميسيون نوشته مىشود مطابق ماده دوم از اصل بيست و هفتم متمم قانون اساسى و از روى ناچارى آقا سيد عبد اللّه و آقا سيد محمد آنصورت را امضاء ميكنند و غائله رفع مىشود .