يحيى دولت آبادى

135

حيات يحيى ( فارسى )

بدهيد جواب ميدهد باز بشما كه يك هفته مهلت ميدهيد بهاء الواعظين از جانب بعضى از طلاب آمده بود و ميگفت دو روز زيادتر مهلت نداريد من او را فرستادم نزد آقا سيد عبد اللّه بلكه او بتواند از طلاب جلوگيرى نمايد خلاصه امين السلطان حرفهاى من و مخبر السلطنه را گوش داده در ظاهر تصديق مىكند و ميگذرد فرداى آنشب شرح گذارش با امين السلطان را براى رفقا نقل كرده ميگويم گمان ندارم از اين شخص كارى ساخته شود وضع او را طورى ميبينم كه نه ميتواند كار بكند و نه ميتواند استعفاء بدهد ديگر تا چه پيش آيد . چند روز از اين مقدمه ميگذرد قصه جشن سال اول مجلس شوراى ملى پيش ميآيد و ملتيان اقدام فوق العاده كرده در فضاى نگارستان و در خود بهارستان تدارك جشنى كه مانند آن را كسى در خاطر ندارد ميبينند در اطراف فضاى نگارستان يا ( جلوخان مجلس ) غرفهاى عالى ميبندند مدارس ملى هريك غرفه مخصوص دارند شاگردان مدارس همه با لباسهاى يكرنگ حاضر ميشوند چهار مدرسه متعلق بنگارنده در مدرسه سادات جمع شده و سرود ملى معروف را كه هم‌آنروز ساخته‌ام و شعر ترجيعش اينست : اى جوانان وطن موسم آزادى ما است * روز عيش و طرب و خرم شادى ما است ميخوانند و ببهارستان ورود مينمايند و هيجانى در خلق پديد ميگردد سه روز و سه شب اين جشن ملى طول كشيده جمعى از وطنخواهان راتق و فاتق هستند و استفادهء مادى نيز مينمايند ملل متنوعه از گبر و نصارى و يهود همه شامل اين جشن ميشوند و هريك تدارك فوق العاده ميبينند ترتيب اين جشن كه در واقع از جشنهاى بزرگ ملى بشمار است البته بر حوزه مركزى استبدادى بسى ناگوار مىباشد و هم در حضرت عبد العظيم تأثير نيكو نمينمايد زيرا كه شيخ و اتباعش پيرايه‌ها بر آن بسته ميگويند مشتمل بر اعمال نامشروع و منهيات شرعى بوده است در روز اول جشن انجمنهاى ملى به صورت اجتماع حركت كرده ميروند بتكيه دولت بر سر نعش مظفر الدينشاه براى ترحيم در اعطاى مشروطه و تبريك محمد عليشاه در ابقاى آن‌كه تشويقى از او شده باشد در ايام جشن مردم با كمال متانت و آرامى رفتار ميكنند صدائى از كسى بلند نميشود بطوريكه موجب