يحيى دولت آبادى
123
حيات يحيى ( فارسى )
امين السلطان در آخر اين مجلس در مقامى كه ميخواهد اظهار اميدوارى به كار مملكت بكند ميگويد دو نفر آخوند نزد من آمدند خواستم به آنها پول بدهم نگرفتند اميدوار شدم كه روح تازه در مملكت توليد گشته و احساسات جديدى بروز نموده است و البته جاى اميدواريست و اين همان دو نفر نمايندهء انجمن خصوصى سرى ميباشند كه از پيش اشاره شد . اينك چند كلمه از رفيق ديرينه خود مخبر السلطنه بنويسم مخبر السلطنه بعد از مراجعت بايران تمام همّش اين بوده كه اسباب آمدن امين السلطان را فراهم نمايد ديگران هم او را كمك ميكردند و اقداماتى كه از طرف اين جمع در عزل عين الدوله آقاى مخبر السلطنه ميشد براى همين مقصود بود بلكه شايد قسمتى كه از مخارج در اين كار ميشده هم از جانب امين السلطان و طرفداران او بوده است بهرحال ميتوان گفت در ميان اقدامات و سياستهاى مختلف كه در تبديل اساس سلطنت بوده سياست بازآوردن امين السلطان بايران هم بىدخالت نبوده و مخبر السلطنه يكى از عاملهاى قوى اين سياست بوده است خصوصا كه برادرش صنيع الدوله رئيس مجلس شورايملى شد و مخبر السلطنه راتق و فاتق امور و واسطه صدور بعضى دستخطها از شاه و پيشنهادها از طرف صدارت بمجلس شد و طرف ملاحظه دولت و ملت گشت مردم هم نام او را به نيكى مىبرند و ميگويند دستخط امضاى