يحيى دولت آبادى
118
حيات يحيى ( فارسى )
فصل دوازدهم عزل ميرزا نصر اللّه خان مشير الدوله و نصب ميرزا على اصغر خان امين السلطان در ماه محرم 1325 مخالفين حكومت ملى تا آنجا كه بتوانند نزد شاه براى مشير الدوله كارشكنى ميكنند و از طرف ديگر هواخواهان امين السلطان درصدد برميآيند او را بايران آورده بصدارت برسانند و زحمت فوق العاده براى اين كار ميكشند و در اينراه مهديقليخان مخبر السلطنه و حاجى حسين آقا امين الضرب سعى بليغ مينمايند آقا سيد عبد اللّه بهبهانى هم كه از روز اول هواخواه او بوده در اين صورت با نفوذ اين دو سه نفر در مجلس و در ميان مجلسيان كمكم شاه را براى آوردن امين السلطان حاضر ميكنند موافقين امين السلطان بشاه ميگويند امين السلطان اگر بيايد بازى مشروطه را برميچيند و غير او كسى اين قدرت را ندارد و مخالفين مشير الدوله بشاه ميگويند مشير الدوله مشروطهخواه است و صدارتش مضر مىباشد بهر صورت شاه را واميدارند امين السلطان را از اروپا بطهران احضار نمايد ولى امين السلطان از طرف ملت اطمينان ندارد لهذا اشخاصى را در ميان مردم انداخته هركجا بايد پول بدهند ميدهند هركجا بايد تملق بگويند ميگويند و راه آمدن او را صاف مينمايند مشير الدوله هم چون ميداند بعمر صدارت او ديگر چيزى باقى نيست و اگر امين السلطان اينجا نباشد كار بدست اشخاصى خواهد افتاد كه در مرتبه از او پستتر هستند و لابد است از كار خارج شده گوشهنشين گردد اينست كه خودش براى آوردن امين السلطان حاضر مىشود و اقدام كامل مينمايد مشير الدوله در چند روز آخر كار صدارتش گرفتار كار اصفهان مىشود كه مردم اصفهان بر ضد ظل السلطان برخاسته بر دولت سخت ميگيرند و به حكم مجلس شوراى