يحيى دولت آبادى

64

حيات يحيى ( فارسى )

الحادش متهم ساخته‌اند در اين ايام باصفهان آمده مردم را موعظه باحرارتى مينمايد . از جانب پدرم و از طرف ملا محمد باقر فشاركى كه از روحانيان باذوق اصفهان و داراى نطق و بيان سودمندى براى عوام مىباشد ترويج مىشود . شيخ منشادى مردى درويش‌مسلك عارف‌صفت و بىاعتناء بتجملات است با قامت كوتاه اندام باريك ريش سياه كم ، سبيل وافر ، عمامه سفيد كوچكى بر سر دارد لباس ساده ضخيم رسائى دربر ، گيوه درشتى مانند دهاتيان در پا و در زير عمامه كلاهى بر سر ميگذارد كه ذقره پوست بره سياه آن از زير عمامه نمايان است در ايام محرم و صفر كه در مجالس متعدد نطق مينمايد بر الاغ سياهى سوار بر خلاف معمول زين اسب بر آن ميبندد و گاهى نان و نانخورشى كه دارد در حال سوارى مىخورد در مقابل خودسازى واعظين و ذاكرين اصفهان گفتار و رفتار او جالب نظر عموم گشته به او ميگروند اگرچه اقامت شيخ منشادى در اصفهان طول نميكشد و به زودى پرده‌دريها كه در بالاى منبر مىكند اهل ظاهر را بصدا درآورده او را از موعظه كردن منع مينمايند ولى ميتوان گفت در زمين دل مستعدين براى نمو افكار تازه و خرق اوهام بذر قابلى ميپاشد - شيخ منشادى با نگارندهء مأنوس شده از افكار او استفاده ميكنم شبى در ضمن صحبت ميگويد شنيده‌ام بعضى از ظاهرپرستان بر ضد من بهيجان آمده‌اند نميدانند اين خود نهايت آرزوى من است چه من اگر در شهرى دو هفته بمانم سخن بگويم و انقلاب حاصل نگردد آشاميدن آب آن شهر بر من حرام است در مجلس ديگر كسى به او ميگويد فلان شيخ كه از روحانيان ظاهرپرست است ترا ناسزا گفته شيخ از شنيدن اين خبر به سجده افتاده سر برميدارد و ميگويد چه خاك بر سر ميكردم اگر خبردار ميشدم اين شخص مرا ستايش نموده است . خلاصه شيخ منشادى بافكار اصفهانيان خدمت كرده دو نفر از واعظين آن شهر از سبك سخنان او استفاده بسيار مينمايند و آن دو حاج ميرزا نصر اللّه بهشتى و سيد جمال الدين است . ديگر از كسانى كه در اينوقت باصفهان ميآيند و مؤانست با آنها در حيات روحى جمعى مؤثر واقع ميگردد ميرزا عبد الحسينخان معروف بميرزا آقا خان كرمانى است .