يحيى دولت آبادى
59
حيات يحيى ( فارسى )
شيخ نجمابادى از روحانيان معروف و از بيداران عصر حاضر است شخصى است تنومند كوتاهقامت و سبزهچرده ، محاسن سفيد محرابى دارد با چشم و ابروى درشت آثار جرئت و جلادت از صورتش نمايان ، لباس بلند ساده در بر عمامه سفيد كوچكى بر سر دارد زندگانى او و خانوادهاش بىنهايت ساده و بىآلايش است اين شخص سالها در طهران مرجع تدريس فقه و قضاوت شرعى بوده و بدون هيچگونه ايرادى كه بتوان در كار او گرفت صورت شرع نزد او محفوظ ، در رسيدگى بامور دقيق در صدور احكام با احتياط خط و مهر خود را بىنهايت محترم نگاهداشته زبانش در بيان حقايق احكام شرعى و نشر اخلاق نيكو آزاد و در تخطئه نمودن علنى از روحانىنمايان و رفتار طمعكارانه آنها بىاحتراز است جمعى از رجال دولت و غيره به او اظهار عقيدت مينمايند در سلسله طلاب كسانى هستند كه درباره او غلو نموده او را داراى مقامات عاليتر ميدانند و چيزى كه قابل انكار نيست اين است كه رفتار او بمروجين شرع احمدى شبيهتر است تا رفتار بسيارى از همكسوتان وى . و به همين سبب استكه بعضى از رؤساى روحانى يعنى كسانى كه شيخ معظم رفتار آنها را تخطئه مينمايد بر او حسد برده او را بكفر و زندقه نسبت ميدهند بىآنكه گفته هيچكس او را از پيروى خيال خود بازدارد يكى از واعظين معروف بخوشآمد بدخواهان شيخ در مجمع عمومى زبان سوء درباره او ميگشايد چون خبر بشيخ ميرسد ميگويد هرچه ميخواهيم اين چهار روزه عمر را بگمنامى زندگانى نمائيم باز هم اين مردم درصدد اشتهار نام ما برميآيند . شيخ در مقابل حملههاى حاسدين كارى كه كرده اين است از حضور در مجالس عمومى و ملاقات مردم در غير منزل خود امساك مينمايد و اين رفتار او را محترمتر نموده بر اهميت موقعش افزوده است سن من اجازت نميدهد كه در محضر شيخ استفاده نمايم ولى اخبار او را بوسيله دوستان و تربيتيافتگانش ميشنوم و او را قلبا دوست ميدارم در ميان اصحاب شيخ با كسى كه از همه بيشتر مأنوس شدهام آقا سيد اسد إله خرقانى است . آقا سيد اسد اللّه شخصى فاضل و باذوق است سر پرشورى دارد در محله سنگلج