يحيى دولت آبادى
38
حيات يحيى ( فارسى )
از مدت كمى مراجعت نموده مصدر امور شرعى ميگردند و از آنهاست شيخ محمد تقى كه براى جلب قلب عوام خود را آقا نجفى ميخواند با اينكه دايرهء اطلاعات او محدود است و تحصيلات درستى ندارد بترجمه كردن پارهئى از كتب عربى دينى و تأليف نمودن پارهئى از آثار فقهى و اخلاقى در نظر عوام خود را دانشمند جلوه داده ميخواهد بعد از پدر بر مسند رياست تامه روحانى آنشهر بلكه تمام ايران بنشيند و مردم اصفهان هم آنها كه نميدانند ندانسته بوى اظهار ارادت ميكنند و آنها كه ميدانند بملاحظه پدرش سكوت مينمايند . شيخ محمد تقى در زير يك پرده نازك بجمعآورى مال و ازدياد مكنت به خريدن املاك و مستغلات پرداخته بجمع وسائل كسب ثروت متشبث مىشود ولى بنام اشخاص ديگر كه تا مقام زهد و تقواى خود را درنظر عوام نگاهداشته باشد ولى شنيده نميشود كه براى كار از مردم پول بگيرد يعنى رشوهخوارى كند اين شخص در ابتداى ورود پدرم باصفهان با او اظهار خصوصيت بسيار مىكند پدرم نيز در ظاهر با وى الفت مينمايد خصوصا كه با بعضى اشخاص بزرگ اصفهان مانند مير محمد حسين امام جمعه و غيره سابقه كدورت دارد در اين وقت كه ميخواهد در شمارهء رؤساى روحانى باشد بر خود لازم ميداند با اشخاصى كه محل توجه عوام هستند الفت داشته باشد . بهر صورت پدرم از اول امر در خط قدس و تقوى سير ميكرده و خداپرستى را بر هرچيز مقدم ميداشته است حوزهء درس فقهى تشكيل داده نماز جماعت ميخواند روضه خوانى مرتب با معنائى در خانه خود دائر نموده خود بمنبر ميرود و موعظه مؤثرى بمردم مينمايد و بزرگتر چيزى كه موجب توجه عوام و خواص به او شده حسن معاشرت و منبر موعظه اوست بايد دانست كه عوام اصفهان ذاتا ملاپرست ، مراددوست و آقاپرور هستند و ميتوان گفت كه اين خصلت در آنها از يادگارهاى عهد صفويه باقيمانده است . چنان كه اگر بدقت در اخلاق و عادات روحانيان اصفهان در عهد صفويه نظر نمائيم و آثار علمى و عملى آنها را نيكو ببينيم آنگاه بتدريج در احوال طبقات ديگر از روحانيان كه بجاى آنها نشستهاند تا عهد ما دقت نمائيم همان رنگى را كه در آن زمان به روى گفتار و كردار و اخلاق و عادات آنها ديده ميشده است امروز باز بعد از گذشتن چند