يحيى دولت آبادى

13

حيات يحيى ( فارسى )

پدرم محررى دارد ملا عباس نام مردى تندخو و باسواد است در دولت‌آباد نوشتجات شرعى را مينويسد از اين راه معاش مىكند و از جانب پدرم نيز گاهى به او رعايت مىشود در اين وقت درس دادن به من و برادرم را ضميمه مشاغل او قرار ميدهند معلم بيشتر اوقات خود را صرف تحريرات شرعى و كسب معاش مىكند و روزى دو ساعت يا كمتر هم تكليف معلمى را درباره ما ادا شده تصور مينمايد . پيش از آنكه ترتيب تحصيل ابتدائى خود را بيان كنم باز ببعض مشغله‌هاى معلم كه بعد از شغل تحريرات به آنها بيشتر از درس دادن بما اهميت ميداده اشاره كنم . معلم ما قيم شرعى ميشده از جانب پدرم بر اطفالى كه بىولى باشند و تصرف در مال آنها وظيفه حاكم شرع است از اين راه مكتبخانه ما بصرافخانه كوچكى شباهت يافته بوده كه غالبا در آنجا معاملات و دادوستد ميشد . معلم ما از نقدينه صغيران كه نزد او جمع ميگشت و يا از ذخيره خودش باسم مال صغير بمردم قرض ميداد و ملك و خانه بگرو ميگرفت گفتم يا از ذخيره خودش باسم مال صغير بلى به دو سبب اگر از مال خودش هم بود به اسم مال صغير ميداد اول آنكه نميخواست معلوم شود او ذخيره دارد . دوم آنكه چون در شرع اسلام دادوستد ربائى حرام است گرچه به خواندن صيغهء صلح و بخشش كلاه شرعى بر سرش ميگذارند و مال الاجاره املاك را در ازاى سود قرض محسوب ميدارند ولى باز هم در عنوان رعايت صرفه و صلاح صغير بهتر ميتوانسته معاملات را بر وفق دلخواه جارى كند و نيكوتر موفق ميشده مساعدت پدرم را بجانب خود جلب نمايد اگر اشكالى در پيش ميآمد و حاجتمند تقويت او ميگشت . شغل ديگر معلم كه آن را بزرگترين تفننات خود ميدانست و هرچه ميتوانست مستور نگاه ميداشت شغل كيمياگرى بود . معلم ما شوق زيادى باينكار داشت كتابهاى كهنه در اين فن بدست آورده ميخواند و امتحان مينمود و يقين كرده بود از اين راه دولتمند ميگردد . معلم ما روزها پس از فراغت از شغل تحريرات و معاملات شرعى و حضور در محضر محاكمات پدرم به كار قرع و انبيق ميپرداخت نشادر و زرنيخ و غيره مهيا ساخته