حاج محمد تقى جورابچى
54
حرفى از هزاران كه اندر عبارت آمد ( خاطرات حاج محمد تقى جورابچى ) ( فارسى )
در حالت خود باقى است و نبات به درجهى حيوانات نمىرسد ، چون حيوانات روح دارد و اختيار حركت دارد ، قوه شهوت « 1 » و غضب دارد در نبات ندارد ، و همچنين جنّ از حيوانات اشرف است ، لكن هرقدر ترقى نمايد و عبادت نمايد به درجهى انسان نتواند رسيد . خداوند تبارك بنى آدم را بر همهى مخلوقات فضيلت داده و كرامتى نموده و لَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ دليل اين مطلب است . درجهى اينها مختلف شد پس خداوند عالم كه انبيا را فرستاده و آنها را برگزيده و ذو جنبين خلق فرموده كه از مبدأ اعلى اخذ نموده به مخلوقات كه در درجهى اسفل واقع شدهاند برسانند . چون بنى آدم از شعاع وجود انبيا خلق شدهاند و شعاع به منزله شعله نمىتواند برسد اين است كه از طبقه رعيّت هرقدر عبادت و اطاعت نمايند به درجه و رتبهى آن پيغمبرى كه به نفس خود مبعوث بود نتواند برسد . [ چه كسى ماند به ] « 2 » انبياء مرسلين ، و در دايرهى رعيّت از جناب سلمان [ چه ] كسى [ ممكن است ] « 3 » كه ايمانش كامل باشد ، چهقدر فضايل در حق او وارد شده با همهى اين به درجه انبياء نمىتواند قدم بگذارد . هرگاه جماد بتواند كه حيوان بشود رعيّت هم مىتواند پيغمبر شود و همچنين انبياء [ و ] مرسلين نمىتوانند به درجه و مرتبهى چهارده معصوم عليهم السلام برسند . جهت اينكه انبياء از شعاع آن وجود مطهر خلق شدهاند و از عرق وجود حضرت رسول اكرم ( ص ) به دايرهى وجود قدم گذاشتهاند [ و ] از اثر فيض اين نور منوّر خلعت نبوّت پوشيدهاند . هرقدر ترقّى نمايند به درجهى ائمه معصومين عليهم السلام نمىرسند ، چون سبب خلقت انبياء اين وجود است [ و ] سبب به رتبه مسبّب نمىرسد ، وجود انبياء ( ع ) بسته به وجود اينها است . پس يقين دانستى هرگاه اين نور مقدس نمىشد مخلوقات نمىشد و خداوند شناخته نمىشد و غرض خداوند عالم از خلقت انسان معرفت « 4 » اللّه است . لهذا اين انوار مقدسه را آيهى توحيد و طريق معرفت و سبب اعظم و صراط مستقيم خود قرار داده ، هرگاه خواهى آفتاب را بشناسى بايد [ آن را ] با آفتاب بشناسى چون هيچ شيئى نمىتواند دليل آفتاب باشد . آفتاب آمد دليل
--> ( 1 ) . در اصل : شهوة . ( 2 ) . در اصل : كجا مانده ( 3 ) . در اصل : ندارد ( 4 ) . در اصل : معرفة .